حرکت آزادیبخش ایران شمالی


+  

 

 

آقای علی‌اف !

 ‌به جای اعزام سرباز به عراق‌و‌افغانستان،

به فکر قره‌باغ باشید !

 

نامه ای از تبریز به الهام علی اف

سایت تابناک نامه یک محقق تبریزی خطاب به الهام علی اف رییس دولت باکو را منتشر کرد. این نامه حاوی نکاتی تامل برانگیز و دردمندانه ای است که در صورت هوشیاری الهام علی اف ، میتواند برای وی راهگشا باشد ....

 

 

چرا مرزبانان شما در برخورد با دو جوان آذری‌زبان اردبیلی که از روی کنجکاوی و یا به هر دلیل دیگری وارد کشورتان شده بودند، شدیدترین برخورد ممکن را به عمل آورده و با شلیک بی‌رحمانه، آن دو جوان هم‌دین و هم‌زبان خود را از پای درمی‌آورند ولی دولت باکو  سال‌هاست درقبال اشغال 20 درصد ازخاک خودتوسط دولتی که هیچ گونه تجانس دینی یا فرهنگی با آایران شمالی  ندارد سکوت اختیارکرده وهیچ عکس‌العملی نشان نمی‌دهد؟


روابط دولت شما با این رژیم چگونه قابل توجیه است؟ آیا گمان نمی‌کنید همکاری
تنگاتنگ شما با اسرائیل در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و...، دولت باکو را در جنایات ارتکابی رژیم صهیونیستی شریک می‌کند؟ راستی مسلمانان جهان و مردم ایران و جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی )  پیام تبریک شما به «شیمون پرز»، رئیس‌جمهور اسرائیل را چگونه تفسیر کنند که معنایی جز حمایت شما از قتل عام مردم نوارغزه داشته باشد؟

 

نویسنده و محقق تبریزی در نامه‌ای سرگشاده به «الهام علی‌اف»، رئیس‌ دولت حاکم بر ایران شمالی ، نسبت به پیام تبریک و نیز شراکت دولت این کشور ـ که اکثریت آن را مردم مسلمان تشکیل می‌دهند ـ با رژیم اسرائیل، انتقاد کرده و آورده است:

آقای الهام علی‌اف،
سلام علیکم


سخن خود را با نام و یاد خدایی که آدمی را آفرید و او را به سبب دو نعمت ارزشمند «عقل» و «اختیار» بر سایر موجودات برتری داد؛ آغاز می‌کنم و با پوزش پیشاپیش از این‌که لحظاتی از وقت شما را می‌گیرم، قصد دارم درخصوص پاره‌ای موضوعات مهم و اساسی با شما به گفت‌وگو بنشینم.

جناب آقای علی‌اف
بنده یک مسلمان آذری‌زبان ایرانی هستم که از شهر تبریز برایتان نامه می‌نویسم. من خودم را در عوامل متعددی همچون تاریخ، تمدن، فرهنگ، زبان، دین، مذهب و... با شما و مردم  ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) شریک می‌دانم و همین اشتراکات باعث گردیده تا به سهم خودم نسبت به زبان، مذهب، هویت، تاریخ و تمامیت ارضی ایران شمالی  احساس مسئولیت نمایم که این احساس مسئولیت، مبنای نگارش این نامه را تشکیل می‌دهد.

آقای علی‌اف
اگر موافق باشید، نگاهی گذرا به گذشته داشته باشیم. می‌دانید که تا یکصدوهشتاد سال قبل از این؛ نیاکان ما در سرزمینی به نام ایران به عنوان هموطن یکدیگر زندگی می‌کردند. درآن زمان، نیاکان شما در قسمتی از ایران بزرگ که در شمال رود ارس قرار گرفته است ـ و آن زمان، «آران» نامیده می‌شد ـ زندگی می‌نمودند و نیاکان من در این سوی ارس؛ یعنی آذربایجان سکونت داشتند. آنان در غم و شادی در کنار یکدیگر بودند، در دین، مذهب، ملیت، زبان، فرهنگ، آداب و رسوم و... با هم مشترک بودند و دوشادوش یکدیگر برای دفاع از تمامیت ارضی ایران بزرگ و دین و فرهنگ خود تلاش می‌نمودند؛ تا این‌که در سال‌های 1192و 1206هجری شمسی، بخش‌هایی از ایران که شامل سرزمین‌های شمال ارس می‌گردید، در نتیجه طمع‌ورزی و عداوت قدرت‌های بزرگ آن زمان و پس از جنگ‌های طولانی‌مدت بین ایران و امپراطوری روس،‌ به موجب قراردادهای تحمیلی «گلستان» و «ترکمانچای» از میهن اصلی خویش جدا گردید و اینگونه بود که بین مردم دو سوی ارس، جدایی افتاد. البته نیاکان ما تلاش‌های زیادی برای از بین بردن این جدایی انجام دادند که متأسفانه به دلیل سیاست‌های استعماری قدرت‌های آن زمان، منتج به نتیجه نگردید.

آقای علی اف
می‌خواهم به عنوان نمونه و جهت بزرگداشت یاد و خاطره اجداد شما، به یکی از تلاش‌های مردم نخجوان ـ که محل تولد «حیدر علی‌اف» می‌باشد ـ برای الحاق دوباره به ایران اشاره کنم:

89 سال پیش، در روز نهم اردیبهشت ماه 1298شمسی (برابر با 30 آوریل 1919 میلادی) اکثریت قریب به اتفاق مردم شهر نخجوان در مقابل کنسولگری ایران اجتماع کردند. آنان با شعارهایی از قبیل زنده باد دولت ایران و... تقاضای تابعیت ایران و الحاق به وطن اصلی خود را نمودند که این اجتماع پرشور چندین روز به طول انجامید. مردم نخجوان، رئیسان حکومت محلی، رئیس نیروهای نظامی و معتمدین شهر با ارسال 12 فقره تلگراف به دولت ایران، شاه، سفرای خارجی، رئیس‌جمهورآمریکا، انجمن صلح ورسای و... تقاضای الحاق به ایران را کرده و همه جا متذکر شدند که اصلا ایرانی‌نژاد و مسلمان بوده و 92 سال است به زور از خاک ایران جدا شده اند.

دراین شرایط، دولت محلی نخجوان با ترکیب «کلبعلی‌خان»، رئیس قشون و «سلطان‌اف»، رئیس حکومت، «حاج حسنعلی قربان‌اف»، رئیس ستاد قشون و چند نفر از متنفذین و کلیه اعضای شورای ملی با امضای قطعنامه‌ای خود را تابع ایران و ایرانی‌نژاد معرفی و هیأتی مرکب از «شیخ عبدالجبار بکتاش»، «مهدیقلی خان دیاربکری»، «سیدباقر حیدرزاده»، «حسین آقا نوروز‌زاده» را تعیین و به تبریز اعزام داشتند. هیأت اعزامی ضمن نامه‌ای خطاب به ایرانیان، از این‌که 92 سال به حکم زور از برادران خود دور بودند، ابراز تأثر نموده ومجددا تقاضای الحاق به وطن اصلی خود را مطرح کردند؛ که البته این تلاش‌ها به دلیل جو حاکم بر روابط بین‌الملل آن زمان که الزاما بایستی در جهت منافع قدرت‌هایی از قبیل بریتانیا و... بود، به نتیجه مورد نظر نرسید.

آقای الهام علی‌اف
بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تشکیل دولت باکو؛ مردم ایران به ویژه مردم تبریز؛ازاین‌که مردم مسلمان ایران شمالی  بعد از سالها زندگی، تحت حاکمیت تزارها و کمونیست‌ها؛ می‌توانستند فصل نوینی از حیات خویش را شروع نمایند احساس خوشحالی می‌کردند لیکن امروزه بعد از گذشت 17 سال از استقلال ظاهری شما ، موجی از نگرانی و احساس مسئولیت جای این خوشحالی را گرفته است. دلیل این امر، روشن و مبرهن است؛ مردم ایران خواهان عزت و موفقیت همه‌جانبه مردم ایران شمالی  می‌باشند لیکن آنچه امروزه در نتیجه سیاست‌های دولت باکو  در ادوار مختلف دیده می‌شود، روندی است که خلاف این را نشان می‌دهد. امروزه همانطوری که در داخل ایران شمالی ، اکثریت مردم نسبت به سرنوشت خود و کشورشان نگران هستند در ایران هم این نگرانی احساس می‌شود.

آقای علی‌اف
روابط دولت تحت حاکمیت جنابعالی با رژیم جعلی و غاصب اسرائیل، بلاتکلیفی مردم آواره قره‌باغ و سایر سرزمین‌های اشغالی، سیاست‌های دولت باکو  برای زدودن هویت تاریخی مردم این کشور، وضعیت نابسامان اقلیت‌های مختلف ساکن در ایران شمالی  از قبیل تالش‌ها، ایجاد شکاف بین نسل گذشته و جوان در نتیجه سیاست‌هایی از قبیل تغییر مکرر الفبا، محدودیت فعالیت‌های دینی، تلاش بخش‌های مختلف دولت برای تضعیف نقش دین و مذهب در جامعه آذربایجان، برخی اقدامات تحریک‌آمیز دولت باکو در قبال مردم ایران و... از جمله عواملی هستند که موجبات نگرانی مردم ایران نسبت به سرنوشت مردم ایران شمالی  را سبب شده است.

 

آقای قلی اف  
یقین دارم که می‌دانید شما در کشوری رئیس‌جمهور هستید که بیش از 90 درصد مردم آن کشور را مسلمانان تشکیل می‌دهند و کشورتان یکی از اعضای سازمان کنفرانس اسلامی می‌باشد، سازمانی که اساس تشکیل آن؛ مبارزه با سیاست‌های رژیم صهیونیستی است؛ رژیمی که از شصت سال قبل تا کنون از هیچ جنایتی علیه مسلمانان فلسطین دریغ نکرده است و امروزه نیز بیش از هر زمان دیگری عرصه را بر مردم مظلوم نوار غزه تنگ نموده است. رژیمی که شصت سال است، آرامش فیزیکی را از مسلمانان فلسطین و لبنان و آرامش روحی را از مسلمانان اقصی نقاط عالم سلب کرده است و...

سؤال این است روابط دولت شما با این رژیم چگونه قابل توجیه است؟
آیا گمان نمی‌کنید همکاری تنگاتنگ شما با اسرائیل در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و...، دولت باکو  را در جنایات ارتکابی رژیم صهیونیستی شریک می‌کند؟ راستی مسلمانان جهان وملت  ایران و مردم ایران شمالی پیام تبریک شما به «شیمون پرز»، رئیس‌جمهور اسرائیل، به مناسبت شصتمین سالگرد تأسیس اسرائیل را چگونه تفسیر کنند که معنایی جز حمایت شما از قتل عام مردم نوارغزه داشته باشد؟ آیا سزوار است در روزهایی که مصادف با سالگرد اشغال بخش‌هایی از کشورتان می‌باشد، به مناسبت تأسیس اسرائیل، در کشور شما و با حمایت شما مراسم جشن برگزارگردد؟

آیا فکر می‌کنید روزی که در بین مردم جهان به روز نکبت شهرت یافته است و در حقیقت آغاز رنج و اندوه مردم مسلمان فلسطین می‌باشد بایستی در کشور شما جشن گرفته شود؟ راستی چه اصراری دارید بر این‌که به رغم مخالفت صریح مردم ، در پایتخت کشورتان به نام اسرائی، پارک و خیابان افتتاح کنید؟ و...
آقای علی‌اف
امروزه در نتیجه روابط شما با رژیم صهیونیستی بین دولت و مردم ایران شمالی ، شکاف عمیقی ایجاد شده است. واقعیت این است، مردمی که حدود 20درصد خاک کشورشان در اشغال بیگانه است نمی‌توانند بپذیرند که دولتشان با رژیم غاصب دیگری روابط حسنه داشته باشد. البته مردم ایران شمالی  به لحاظ مسائل دینی نیز نمی‌توانند این موضوع را برخود بقبولانند.

آقای رئیس‌جمهور!
خود بهتر می‌دانید براساس نظرسنجی یک مؤسسه بین‌المللی، 92 درصد مردم کشورتان هیچ اعتقادی به دولت شما  ندارند، آیا فکر نمی‌کنید بخشی از این بی‌اعتمادی مردم به دولت، محصول روابط حسنه دولت شما با رژیم صهیونیستی باشد؟

آقای علی‌اف
واقعیت این است، دولت اسرائیل هیچگاه نخواهد توانست در عرصه بین‌المللی برای خود مقبولیت و مشروعیت عمومی کسب کند و روزی فرا خواهد رسید که مردم فلسطین، حقوق از دست رفته خود را استیفا خواهد نمود. لذا بهتر است سرنوشت خود را به سرنوشت دولت اسرائیل گره نزنید، چراکه نتیجه آن مشخص است؛ همانگونه که در ایران قبل از انقلاب، رژیم پهلوی به دلایل مختلف از جمله ارتباط گسترده با رژیم صهیونیستی مورد خشم ملت ایران قرار گرفت و سقوط کرد، در آینده نیز مردم مسلمان کشورهای مختلف، دولت‌هایی را که از طریق برقراری رابطه با رژیم صهیونیستی، خود را در جنایات آن رژیم شریک می‌نمایند، مورد خشم انقلابی خویش قرار خواهند داد.

اجازه دهید این بخش از نامه خود را با یک سؤال دیگر به پایان برسام:

آقای علی‌اف
شما را چه شده است که در برخورد با تعدادی از جوانان ایرانی از اهالی استان اردبیل که به دلایلی از قبیل ورود غیرمجاز به کشورتان مدتهاست در زندا‌‌ن‌های متعدد  از قبیل زندان منطقه قره‌داغ در بدترین شرایط ممکن و غیر انسانی به سر می‌برند، هیچ‌گونه مماشاتی به خرج نداده و انواع شکنجه‌های روحی و جسمی را در قبال آنها روا می‌دارید ولی با صهیونیست‌هایی که در ایران شمالی  مرتکب هرگونه اعمالی ـ که قلم از توصیف آنها شرم دارد ـ می‌شوند، هیچ برخوردی به عمل نمی‌آورید؟!

آقای الهام علی‌اف
موضوع دیگری که می‌خواهم در خصوص آن با شما گفت‌وگو نمایم، مسئله «قره‌باغ و سایر سرزمین‌های اشغالی» است. حدود 14 سال از واگذاری حل موضوع قره‌باغ به گروه مینسک می‌گذرد. واقعیت این است که در این مدت طولانی، هیچ اقدام مفیدی در راستای برگرداندن این سرزمین‌ها به عمل نیامده است. رؤسای گروه مینسک حتی حاضر به دادن رأی مثبت به قطعنامه سازمان ملل متحد درخصوص تمامیت ارضی  ایران شمالی نشدند. خود می‌دانید مردم مسلمان جمهوری قره‌باغ و سایر سرزمین‌های اشغالی، به دور از خانه و کاشانه خود در وضیعت اسفناکی به سر می‌برند و هر روز که سپری می‌شود، بازپس‌گیری این سرزمین‌ها سخت‌تر می‌گردد.

راستی برنامه شما درخصوص آینده این مناقشه چیست؟ چرا نمی‌خواهید از پتانسیل‌های بالقوه‌ای که برای بازپس‌گیری این سرزمین‌ها در اختیار دارید، استفاده کنید؟

آقای رئیس‌جمهور!
مردم ایران شمالی  مسلمان هستند. در بین مسلمانان، مفاهیمی همچون جهاد و شهادت ازارزش و کارایی بالایی برخوردار می‌باشد. چرا در دولت تحت حاکمیت شما به جای تلاش برای احیای این ارزش‌ها، با آنها مبارزه می‌شود؟ چرا درکشورتان از کسانی که در جنگ قره‌باغ شهید یا مجروح شده‌اند، هیچ تجلیلی به عمل نمی آید؟ آیا درکشوری که 20 درصد آن در اشغال دشمن است، نباید برای ایجاد و تقویت روحیه سلحشوری در بین مردم تلاش نمود؟ آیا شایسته است کشوری که بخشی از خاک کشورش در اشغال است به جای تلاش برای بازپس‌گیری آن، ارتش خود را برای کشتار مسلمانان عراق و افغانستان و همراهی با ارتش آمریکا به این کشورها اعزام نماید؟

چرا مرزبانان شما در برخورد با دو جوان آذری‌زبان اردبیلی که از روی کنجکاوی و یا به هر دلیل دیگری وارد کشورتان شده بودند، شدیدترین برخورد ممکن را به عمل آورده و با شلیک بی‌رحمانه، آن دو جوان هم‌دین و هم‌زبان خود را از پای درمی‌آورند ولی دولت باکو  سال‌هاست درقبال اشغال 20 درصد ازخاک خودتوسط دولتی که هیچ گونه تجانس دینی یا فرهنگی با آایران شمالی  ندارد سکوت اختیارکرده وهیچ عکس‌العملی نشان نمی‌دهد؟

آقای رئیس‌جمهور!
بایستی متوجه باشیم که موضوع قره‌باغ نه می‌تواند در نتیجه گذشت زمان به فراموشی سپرده شود و نه با ادامه روند کنونی می‌توان به بازپس‌گیری آن امیدوار بود. همانطوری که مردم ایران توانستند در اوایل پیروزی انقلاب با وجود مشکلات فراوان بخش‌هایی از خاک کشورشان را که درنتیجه حمایت قدرتهای جهانی توسط رژیم بعثی عراق اشغال گردیده بود، آزاد نمایند. امروزه نیزمردم مسلمان و شیعه ایران شمالی  می‌توانند در سایه ترویج فرهنگ جهاد و شهادت نسبت به باز پس گیری سرزمینهای اشغالی خود اقدام نمایند.

آقای رئیس‌جمهور
در دیداری که از شهر باکو داشتم،‌ خیلی متأثر شدم. می‌دانید چرا؟ چون در نقاط مختلف شهر مجسمه‌هایی را دیدم که نماد فرهنگ غرب بودند ولی هرچه تلاش نمودم تا مجسمه‌ای و یا یادبودی در مورد شهدای قره‌باغ پیدا کنم نتوانستم و من نیز مثل خیلی از مردم کشورتان، به این باوررسیدم که شما با زبان بی ‌بانی از مردم می‌خواهید قره‌باغ را به فراموشی بسپارند.
آقای الهام علی‌اف
در ادامه می‌خواهم به موضوعات دیگری اشاره نمایم. من به عنوان کسی که درخصوص کشور تحت حاکمیت شما شناخت کافی دارم، نمی‌توانم نگرانی خود را از وضیعت نسل جوان ایران شمالی  اظهارننمایم. امروزه جوانان ایران شمالی  در نتیجه سیاست‌هایی از قبیل تغییرات مدوام الفبا و نیزتلاش برای به فراموشی سپردن هویت راستین خود، به سختی می‌توانند با گذشته پرافتخارشان ارتباط برقرارکنند و مجبورند آنچه را که درمدارس و دانشگاه‌ها به عنوان تاریخ کشورشان مطرح می‌شود، بپذیرند که البته چون این مطالب منطبق با واقعیات نیست، ذهن پرسشگر آنان اقناع نمی‌شود و در نتیجه دچار نوعی سردرگمی می‌گردند.

امروزه در مدارس و دانشگاه‌های کشور تخت حاکمیت شما  اینگونه تبلیغ می‌کنند که در گذشته، کشوری به نام آذربایجان بوده است که دو کشور ایران و امپراطوری روس بر سر تصاحب آن جنگ نموده و عاقبت قسمت شمالی به روسیه و قسمت جنوبی به ایران واگذارشده است، درحالی که جوان  ایران شمالی  بایستی بداند در گذشته، نیاکان او تابعیت ایران را داشته‌اند و او در حقیقت در فرهنگ و تمدن غنی ایرانی ـ اسلامی که امروزه دوست و دشمن بدان معترف است، سهیم می‌باشد.

رئیس‌جمهور!
همانطور که قبلا نیز اشاره شد، حدود 90 درصد مردم کشور شما را مسلمانان تشکیل می‌دهند، با این حال اقدامات و سیاست‌های دولت شما هیچ تناسبی با دین و فرهنگ مردم کشورتان ندارند. اقداماتی نظیر ممنوعیت پخش اذان، لایحه ممنوعیت حجاب در مدارس، ممنوعیت پخش کتب دینی، ممنوعیت عزاداری ماه محرم در خیابان‌ها، ممنوعیت کاندیدا شدن خادمان دینی (روحانیون) در انتخابات مختلف، ممنوعیت صدور گذرنامه با حجاب اسلامی و... ـ که البته متولیان اقدامات فوق در برخی موارد مانند ممنوعیت پخش اذان، در اثر پافشاری مردم مسلمان آذربایجان، مجبور به عقب‌نشینی شده‌ا‌ند ـ باعث گردیده بین مردم و دولت شکاف عمیقی ایجاد گردد که نتیجه آن، خوشایند نخواهد بود.

آقای الهام علی‌اف
در این بخش تنها به ذکر یک سؤال بسنده می‌کنم؛ چگونه است در کشورتان به بهانه آزادی، دست برخی قلم به دستان وابسته به رژیم صهیونیستی و آمریکا را آزاد می‌گذارید تا به مقدسات بیش از یک میلیارد مسلمان توهین روا دارند ولی جوانانی را که در راستای اعتقادات خود اقدام به برگزاری جلسات مذهبی می‌نمایند به جاسوسی متهم نموده و روانه زندان‌ها می‌نمایید؟

آقای رئیس جمهور!
در ادامه بایستی به این نکته اشاره نمایم که به رغم همه تلاش‌های صورت گرفته در ایام طولانی‌مدت حاکمیت تزارها و کمونیست‌ها و نیز دوران بعد از استقلال این کشور که برای جدا نمودن مردم این کشور از هویت تاریخی خود از هیچ کوششی دریغ نشده است، مردم این کشور در مسیر بازگشت به تاریخ و هویت اصیل خود که همان فرهنگ و هویت اسلامی ـ ایرانی می‌باشد، قرار گرفته‌اند.

خوب دقت کنید! می‌توانید نشانه‌های این بازگشت را به خوبی احساس نمایید، گرایش روز افزون زنان ایران شمالی به حجاب، مقاومت دلیرانه مردم در برابر لایحه ممنوعیت حجاب در مدارس آموزشی، انتخاب اسامی مذهبی از قبیل فاطمه توسط والدین برای فرزندانشان، گرایش شدید مردم به کالاهای ایرانی، علاقه غیر قابل وصف آنان برای مسافرت به ایران و زیارت مشهد مقدس،حضور پرشور جوانان در مراسمات مذهبی با وجود محدودیت‌های موجود، علاقه مردم به فرهیختگان ایرانی از قبیل استاد شهریار،قرار گرفتن کتاب‌های مذهبی مانند قرآن و نهج‌البلاغه در ردیف کتاب‌های پرفروش سال به رغم محدودیت‌های فراوان و... نمونه‌هایی از قرارگرفتن مردم جمهوری آذربایجان برای بازگشت به هویت راستین و تاریخی خود می‌باشند.

آقای رئیس‌جمهور!
امروزه گرایش به دین، به موضوعی جهانی تبدیل گردیده است و در این میان، دین اسلام به عنوان آخرین دین الهی، به سرعت در حال گسترش می‌باشد. در این وضیعت، برخی اقداماتی که از ناحیه دولت جمهوری آذربایجان برای تقابل با دین صورت می‌گیرد، جای بسی تعجب و تاسف دارد؛ در حالی که رئیس‌جمهور کشوری مانند آمریکا که دستش به خون انسان‌های بی‌شماری در اقصی نقاط عالم آلوده گشته است، سعی می‌نماید خود را فردی معتقد به دین مردم کشورش نشان دهد و مدام رفتن به کلیسا و انجام مراسمات مذهبی را مطرح می‌کند، از رئیس‌جمهور کشوری که اکثریت مردم آن را مسلمانان تشکیل می‌دهند بعید است که ازهیچ کوششی برای کمرنگ نمودن ارزش‌های دینی و اسلامی دریغ نمی‌کند.
آقای الهام علی‌اف!
همه می‌دانند کسی که در جهت خلاف رودخانه شنا می‌کند، هیچگاه به مقصد نخواهد رسید. واقعیت این است که اقدامات شما جملگی در مسیر مخالف حرکت مردم ایران شمالی  می‌باشد، لذا امید است بیش از این فرصت‌ها را ازدست ندهید و همگام با مردم مسلمان درسایه تعالیم اسلام و با توجه به هویت تاریخی مردم این کشورو با شناخت واقعی دوست از دشمن درمسیر عزت وپیشرفت همه جانبه مردم مظلوم  ایران شمالی گام بردارید. در این صورت مردم ایران نیز که تا کنون در همه مراحل، پشتیبان مردم ایران شمالی  بوده‌اند از هیچ کوششی برای پیشرفت ایران شمالی  دریغ نخواهند نمود. واقعیت اینست ملت ایران به ویژه مردم غیور و مسلمان آذربایجان  نمی‌توانند نسبت به سرنوشت بخشی از هموطنان خود که در نتیجه سیاست‌های برخی قدرت‌ها از میهن اصلی خود دور افتاده‌اند؛ بی‌تفاوت باشند.

جناب آقای الهام علی‌اف
در تاریخ اسلام افراد زیادی بوده‌اند که با نگاهی به گذشته و با اندکی تفکر درخصوص فلسفه آفرینش خود و جهان هستی، توانسته‌اند سرنوشت خود را به بهترین وجه ممکن تغییر دهند. اکنون که این نامه  را مطالعه نموده‌اید، می‌توانید بی‌تفاوت از کنار آنچه گفته شد عبورکنید ویا درخصوص آنها تامل نمائید. آقای رئیس جمهور!شاید متن این نامه اندکی تند و گزنده باشد لیکن بدانید انگیزه نگارنده آن تنها کمک نمودن به مردم ایران شمالی  می‌باشد. امید است در سایه بازگشت به ارزش‌های والای ملی ـ اسلامی آینده خوبی برای خود و مردم رنج‌کشیده ایران شمالی  رقم بزنید و البته می‌دانید مراد از آینده، تنها این دنیای فانی و زود گذر نیست.

 

 

نویسنده : حرکت آزادیبخش ایران شمالی ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۳/۱
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک