حرکت آزادیبخش ایران شمالی


+  

میانجیگری ایران در مناقشة قره‌باغ و پیامدهای

 خطرناک آن

دکتر محمود خرمی

 

تردیدی نیست که مسأله قره‌باغ با امنیت ملی ایران در ارتباط است. تاکنون نیز علاوه بر دولت‌های ایروان و باکو، کشورهای دیگر بخصوص آمریکا تلاش کرده‌اند از مسألة قره‌باغ برای تهدید امنیت ایران یا برانگیختن افکار عمومی مردم مسلمان ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) و ارامنه قفقاز جنوبی علیه ایران استفاده کنند.

واقعیت این است که در مراحل اولیه جنگ قره‌باغ که پیامدهای انسانی تکان‌دهنده‌ای برای مسلمانان ساکن قره‌باغ و شهرهای حاشیة آن ( که هم‌اکنون در اشغال ارامنه است و این شهرها خارج از قره‌باغ قرار دارند) در پی‌داشت، همدردی عموم مردم مسلمان ایران بخصوص صدها هزار رزمنده‌ای را که در جنگ علیه صدام شرکت کرده بودند، برانگیخت. به گونه‌ای که صدها تن از رزمندگان ایرانی و مجاهدین افغانی ساکن ایران وارد ایران شمالی شدند تا تجربیات جنگی خود را از طریق آموزش فنون نبرد در اختیار جوانان شیعة آذری بگذارند. این همدردی، علاوه بر اینکه جنبة دینی و ایدئولوژیک داشت، نیز ناشی از آن بود که ایرانی‌ها تعلق خاطر کهنی نسبت به مسلمانان ساکن در سرزمین‌های قفقازی دارند که با انعقاد عهدنامه‌های ننگین گلستان و ترکمانچای از ایران جدا مانده‌اند.

بی‌کفایتی دولت شوونیستی ابوالفضل ایلچی‌بیگ که احمقانه رؤیای تشکیل « توران بزرگ» را در سر می‌پروراند و حتی آشکارا از تجزیة ایران سخن می‌گفت، از سویی، و حمایت نظامی و تسلیحاتی روسیه از ارمنستان و ارامنة مسلح قره‌باغ، باعث می‌شد که هر روز بخشی از خاک ایران شمالی به اشغال ارمنستان درآید، در چنین وضعیتی، نیروهای مردمی ایران و از جمله برخی فرماندهان مردمی دفاع مقدس وارد خاک ایران شمالی شدند و اردوگاههای نظامی را برای تعلیم جوانان پاکباخته آذری سامان دادند. در سایة فعالیت‌های انجام شده، کمکهای نظامی مؤثری از سوی ایرانی‌ها برای مقابله با تجاوزات ارامنه انجام شد. دولت ایران نیز از سویی برای کاهش پیادمدهای فاجعه‌بار جنگ، کمکهای اقتصادی گسترده‌ای را در اختیار آوارگان جنگی آذری قرار داد و اردوگاههای متعددی را برای آوارگان تشکیل داد و میلیونها دلار در راستای فعالیت‌های بشردوستانه هزینه کرد. و از طرف دیگر، نخجوان را که چون جزیره‌ای جدا افتاده از ایران شمالی، در محرومیت و فقدان امکانات و متلاشی‌ شدن دستگاههای اداری و تهدیدهای مرزی ارمنستان دست و پا می‌زد، و ساکنان آن در حال فرار و مهاجرت بودند، تحت پوشش کمکهای گستردة اقتصادی ، غذایی، بهداشتی قرار داد. در چنین اوضاع و احوالی دولت وقت ایران به ریاست هاشمی رفسنجانی، فعالیت‌های سیاسی گسترده‌ای را برای میانجیگری و ایجاد آتش‌بس انجام داد.

نتیجة میانجیگری‌های ایران این بود که مقامات ایروان و باکو، طبق طرح دولت ایران در تهران گرد هم آمدند و توافق‌نامه‌ای را برای آتش بس امضا کردند. این توافق‌نامه به علت مخالفت اعلام نشدة آمریکا و روسیه و دولت ایلچی‌بیگ زیر پا نهاده شد و حملات ارامنه تداوم یافت. برخی فرماندهان ارتش باکو نیز با همدستی مقامات باکو در خیانتی آشکار شهر شیشه (شوشا) را به ارمنه واگذار کردند. (عده‌ای از خاینان در زمان حیدرعلی‌اف محاکمه شدند) در این حین یک فروند هواپیمای ایرانی حامل عده‌ای از دیپلماتهای ایرانی و خانواده‌های آنها، در آسمان ارمنستان (حوالی قره‌باغ) هدف موشک قرار گرفت. هواپیما منفجر و سرنشینان آن به شهادت رسیدند. اقدام ارامنه یا نظامیان روس در هدف قراردادن هواپیما و کشتار دیپلماتهای ایرانی، پیامی آشکار از سوی ارامنه و روسها به ایران بود که از حمایت‌های بشردوستانه از مسلمانان همسایه و دخالت در مسأله قره‌باغ دست بردارد. از سوی دیگر؛ دولت وقت باکو به ریاست ایلچی‌بیگ تبلیغات وسیعی را علیه ایران راه انداخت که گویا تلاش ایران برای آتش‌بس و امضای توافق‌نامه توسط مقامات باکو و ایروان در تهران، سقوط شهر «شیشه» را در پی داشت! هنگامی که حیدرعلی‌اف روی کار آمد، در سال 1994 (1373 شمسی) ضمن رایزنی با مقامات آمریکا و روسیه، آتش‌بس بی‌قید و شرطی را با ارمنستان امضاکرد! پرونده قره‌باغ به «‌گروه مینسک » سپرده شد و ایران عملاً از دخالت در موضوع قره‌باغ کنار نهاده شد. مدتی بعد آمریکایی‌ها « طرح گوبل» را برای حل مناقشة قره‌باغ مطرح کردند. گوبل نام یکی از کارکنان سابقه‌دار سازمان سیا بود که این طرح با مدیریت وی تهیه شده بود و به همین علت طرح گوبل نام گرفت.

این طرح در واقع طرحی برای تبادل ارضی بود، مطابق این طرح دولت ارمنستان دالانی برای ارتباط نخجوان با  ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) به دولت باکو واگذار می‌کرد. دولت باکو نیز سرزمین‌های هم مرز با ایران را به ارمنستان واگذار می‌کرد و بدین گونه قلمرو تحت حاکمیت دولت باکو در نوار مرزی با ایران ( به غیر از نخجوان) به ارمنستان ملحق می‌شد. این طرح که طرحی علیه ایران و آینده دو کشور همسایه بود، با تهدیدها و اقدامات ایران ناکام ماند.

برخی اسناد و منابع موثق نیز حاکی از آن است که دولت ایلچی‌بیگ در جنگ قره‌باغ به نیروها دستور عقب‌نشینی می‌داد تا جنگ را به مرز ایران بکشاند. وی تصور می‌کرد که در صورت کشیده شدن جنگ به مرزهای ایران، مردم آذربایجان ایران برای هواداری از باکو قیام خواهند کرد و در نتیجة این قیام ایران تجزیه شده و آذربایجان ایران به ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) ملحق خواهد شد؟! این نیز حاکی از آن است که ایلچی‌بیگ تا چه حد در رؤیا‌پردازی پیش رفته بود. و این رؤیا‌پردازیهای وی به بهانه آوارگی‌ها و مرگ هزاران تن و واگذاری اراضی ایران شمالی به ارمنستان منجر شد.

مسأله قره‌باغ بعد از آتش بس در سال 1373 همواره موضوع مذاکرات دولتهای باکو ـ ایروان با کشورهای متعدد بوده است. در گذر زمان، موضوع اهمیت خود را هم در نزد افکار عمومی ایران شمالی و هم در محافل و مجامع سیاسی منطقه‌ای و بین الملل از دست داده است. به طوری که برخی تحلیل‌گران سیاسی از مناقشة قره‌باغ به عنوان « مناقشة‌ منجمد» یاد می‌کنند. با این حال  در گذر زمان، باکو و ایروان به هم نزدیکتر شده‌اند و در هر حال، میانجیگری در مناقشة قره‌باغ هزینه‌های زیادی برای ایران دربرداشت. میلیونها دلار در این مسیر و در حمایت از مسلمانان آواره و بی‌پناه هزینه شد. عده‌ای از مجاهدین افغانی که از ایران برای دفاع از مسلمانان وارد جنگ قره‌باغ شده بودند، به شهادت رسیدند. هواپیمای ایرانی هدف قرارگرفت و دیپلماتهای ایرانی جان باختند. حیدرعلی‌اف در توافق با آمریکا برای کسب قدرت در ایران‌شمالی، بعد از رسیدن به قدرت، رزمندگان ایرانی را که در ایران شمالی مشغول تعلیم نیرو بودند، تحت تعقیب قرارداد و طی تبلیغاتی گسترده آنان را به عنوان جاسوس به افکار عمومی ایران شمالی معرفی کرد. اینها گوشه‌ای از نتایج میانجیگری ایران در مناقشة قره‌باغ بود.

به عبارت روشن، در جنگ قره‌باغ، دلسوزی و احساس مسوولیت مقامات ایرانی که شاید ناشی از عدم درک ماهیت مناقشة‌ قره‌باغ و ارتباط آن با کشورهای قدرتمند و نیز عدم درک عمق وابستگی سران باکو به غرب بود، به میانجیگری منجر شد و در این میانجیگری حیثیت سیاسی ایران را قربانی شد.

اخیراً و بخصوص بعد از جنگ گرجستان، دیدارهایی بین مقامات ایرانی با مقامات باکو صورت گرفته و در خبرهایی که از این دیدارها منتشر شده، به موضوع میانجیگری ایران در مناقشة قره‌باغ نیز اشاره شده است. سرکنسول رژیم باکو در تبریز نیز اخیراً طی دیداری با استاندار آذربایجان شرقی گفته است که از میانجیگری ایران در مناقشة قره‌باغ استقبال می‌کنیم!

میانجیگری ایران برای چه؟

بعد از امضای آتش‌بس میان باکو و ایروان در سال 1373 (1994) طی چهارده سال، به طور مداوم با میانجیگری کشورهای مختلف از جمله ترکیه، روسیه، آمریکا، فرانسه و گروه مینسک، مقامات در سطوح عالی از جمله ریاست جمهوری، وزیر خارجه و ... همواره با هم به مذاکره ادامه داده‌اند. حدود سی دور ملاقات و مذاکره بین حیدرعلی‌اف و الهام‌علی‌اف با رؤسای جمهور ارمنستان در اوقات مختلف صورت گرفته است. مقامات باکو و ایروان حتی به سفرهای متقابل به ارمنستان و جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) دست زده‌اند. سفیر باکو در مسکو (پولاد بلبل اوغلی) در رأس هیأتی مرکب از سیاستمداران و هنرمندان به ایروان و قره‌باغ سفر کرد و با کوچاریان (رییس جمهور آذربایجانی الاصل وقت ارمنستان) و نیز رییس جمهور خودخوانده قره‌باغ ملاقات کرد. سفیر ایروان در مسکو نیز در رأس هیأتی از سیاستگران و هنرمندان به باکو سفر و با الهام‌علی‌اف ملاقات کرد ... مذاکره و ملاقاتهای آشکار و محرمانه بین مقامات دو کشور همواره به طور مستمر برقرار بوده است.

در این وضعیت، میانجیگری تهران بین باکو و ایروان چه معنایی دارد؟

مناقشة قره‌باغ از لحاظ «‌میانجیگری» کاملاً اشباع شده است و میانجیگران متعددی مانند ترکیه، روسیه، آمریکا، فرانسه و ... مشغول بازی با مناقشة قره‌باغ برای تأمین منافع خود هستند. دولت باکو با دولت‌های یاد شده روابط گسترده‌ای دارد و همة این کشورها در روابط خارجی باکو، جایگاه برتری از ایران دارند. آمریکا اگرچه تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) را به رسمیت نمی‌شناسد (قره‌باغ را جزو ایران شمالی نمی‌داند) با این حال، متحد درجة‌ یک دولت باکو است و دولت باکو صدها تن از نیروهای خود را با توصیة آمریکا به افغانستان و عراق اعزام کرده و عملاً به ائتلاف اشغالگران پیوسته است. به عبارت روشن، رویکردهای دولت باکو به غرب و عملکرد آن در قبال جمهوری اسلامی ایران طی 15 سال اخیر زمینه هر گونه میانجیگری مثبت را برای ایران از بین برده است. دولت ایروان نیز دستی در دست غرب و دستی در دست روسیه دارد.

علاوه بر اینها، تجربة میانجیگری ایران در مناقشة قره‌باغ و تبعات خسارتبار آن بخصوص خدشه‌دار شدن ابهت و حیثیت سیاسی ایران (علاوه بر جنبه‌های مادی و فاجعه انسانی شهادت دیپلماتها) نشان می‌دهد که میانجیگری پیامدهای خطرناکی برای ایران می‌تواند داشته باشد، بخصوص در بحث حیثیت ملی ایران که خدشه‌دار شدن آن در قفقاز بسیار ناگوار است. انتظار می‌رود مسوولان دولت کنونی بخصوص وزارت خارجه، شورای امنیت ملی و دیگر کانونهای تصمیم‌گیری قبل از اظهار تمایل به میانجیگری در مناقشة قره‌باغ، پرونده میانجیگری گذشته در دولت هاشمی رفسنجانی را بازخوانی کنند.

در بحث مربوط به روابط دو کشور همسایه و کوچک قفقاز جنوبی با ایران، آنچه مهم‌تر است اینکه این کشورها بایستی به نحو مناسب اقتدار ایران را درک کنند. در شرایط حاضر، ارمنستان به دلیل شرایط خاص سیاسی خود، روابطش با روسیه، رقابت‌های روسیه با آمریکا  و پایداری ایران در مقابل آمریکا و عدم قدرت تأثیرگذاری آمریکا بر دولت ایروان روابط مناسبی با ایران دارد. اما دولت باکو، در همدستی آشکار با آمریکا علیه ایران اقدامات متعدد فرهنگی، سیاسی و امنیتی انجام می‌دهد که تأمین انرژی مورد نیاز اسراییل و همکاری‌های گستردة اطلاعاتی با آن، تبلیغات دایمی علیه ایران، تلاش برای تضعیف امنیت ملی ایران از طریق ایجاد تفرقة  قومی و ... از جمله این اقدامات به شمار می‌رود. توقیف طولانی مدت تجهیزات اتمی نیروگاه بوشهر که از روسیه در حال حمل به ایران بود، نیز دلیل دیگری بر هماهنگی باکو با واشنگتن علیه ملت ایران است....

پایان سخن اینکه، رؤسای جمهور باکو ایروان طی 14 سال گذشته حدود سی دور با هم ملاقات و مذاکره دوستانه، محرمانه و آشکار داشته‌اند و این ملاقاتها و مذاکرات همچنان ادامه دارد، در این وضعیت آویزان شدن وزارت خارجه جمهوری اسلامی از پرونده قره‌باغ، مفهوم خوشایندی ندارد و هر گونه میانجیگری، نتیجه‌ای جز اتلاف وقت، مفهومی جز ضعف و نتیجه‌ای جز هزینه کردن از حیثیت ملی ندارد.

 ---------------------------------------------------------------------

----------------------------------------------------------------------------------

صابر رستمخانلی نماینده صهیونیستی  پارلمان باکو بعد از بازگشت از امریکا :

ما  قره باغ را نمیخواهیم .

صابر رستمخانی نماینده پارلمان باکو و از طرفداران اسراییل بعد از بازگشت از سفر امریکا،       از تلاشهای خود  در امریکا علیه ملت ایران سخن گفت  و ابراز امیدواری کرد که به زودی  دولتهای باکو و ایروان  روابط سیاسی را به صورت رسمی از سرگیرند.وی گفت:

جهت درک مشکل اقتصادی ما و لزوم همکاریهای رسمی میان دولتهای باکو و ایروان  از سوی جامعه جهانی نیاز به تبلیغات وجود دارد.

ما مدارک تهیه شده در خصوص مشکلات اقتصادی و نیز سوابق دوستی و همکاری با ارامنه در دوران اتحاد شوروی را هم به مراجع رسمی امریکا و هم به سازمان ملل ارائه نمودیم. این مطالب را صابر رستمخانی  نماینده پارلمان باکو به« خبرگزاری تورامنه » اطلاع داده است. وی اضافه نمود که طی سفر ده روزه خود به امریکا با نمایندگان کنگره در وزارت امور خارجه امریکا ملاقات نموده و اسناد و مدارک در خصوص آشتی همه جانبه با ارمنستان را ارائه داده است

روزنامه پاریتت  باکو نیز طی خبری از سفر صابر رستمخانی به امریکا نوشت : رستمخانی از چهره های مورد اعتماد امریکا در باکو میباشد. وی  مدیر حزب همبستگی ملی است که هزینه های آن از سوی امریکا تامین میشود و در سفر اخیر به امریکا ، رستمخانی کمکهای چشمگیری از دولت امریکا برای گسترش فعالیت خود به منظور جلوگیری از گسترش اسلامگرایی در ایران شمالی دریافت کرده است.

عاکف حمیداف کارشناس سیاسی در باکو به پاریتت گفت : من با رستمخانی ده سال سابقه آشنایی دارم . وی سال گذشته مرا دعوت کرد که در طرحهای جدید برای ایجاد احساسات قومی در آذربایجان ایران از طریق نگارش و انتشار مقالات جهتدار مشارکت کنم.  وی به من گفت که : « در ایران زبان آذربایجانی در مدارس تدریس نمیشود و حقوق آذربایجانی های ایران توسط حکومت اسلامی پایمال میشود  . ما باید علیه حکومت اسلامی ایران تبلیغات کنیم و بتوانیم افرادی را ایران تحت تاثیر قرار دهیم. امریکا و لابی یهود در این رابطه از ما حمایت میکنند .»

سپس رستمخانی به من وعده داد که در قبال انتشار هر مقاله حقوق معینی به من پرداخت کند و مرا به سفرهای خارجی بخصوص امریکا اعزام کند.

حمیداف افزود : من از رستمخانی سوال کردم که هزینه های این فعالیتها را چه کسی تامین میکند . وی پاسخ روشنی نداد . من نیز گفتم تا  مساله را ندانم همکاری نخواهم کرد . در اینجا رستمخانی خطاب به من گفت : برایت توضیح دادم که امریکا و لابی یهودی از ما حمایت میکنند و بیش از این نمیتوانم بگویم. گفتگوی من با رستمخانی دو ساعت به طول انجامید و من به او گفتم : قوم تالش بیش از یک میلیون نفر از جمعیت  کشور ما (ایران شمالی) را تشکیل می دهد ، آیا آنها به زبان تالشی مدرسه و رادیو و تلویزیون و مطبوعات دارند ؟ قوم لزگی چه طور ؟ اگر عدم وجود مدرسه به زبانهای قومی به معنای پایمال شدن حقوق است ، این حقوق کذایی در کشور ما و حتی در امریکا و اسراییل نیز نقض میشود . کشور ما کشور کوچکی است که در مقایسه با ایران جمعیت اندکی دارد . هر سال میلیاردها دلار نفت از کشور ما صادر میشود اما فلاکت اقتصادی جامعه ما را به بدبختی کشیده و اکثر خانواده ها از تامین خورا ک عاجز هستند چه رسد به تامین نیازهای ابتدایی دیگر. با گذشت 15 سال آوارگان مناقشه قره باغ همچنان در چادرها زندگی میکنند و دولت الهام علی اف از تامین ابتدایی ترین نیازهای آنها خودداری میکند و آوارگان از صدقه کمیته امداد ایران زندگی میکنند ، در کدام کشور آوارگان جنگی را 15 سال در چادرها نگه میدارند؟

حمیداف گفت : من تا قبل از سفر به ایران و تحت تاثیر تبلیغات دروغین افرادی مانند رستمخانی و مطبوعات و شبکه های تلویزیونی  تصور می‌کردم در ایران تکلم به زبان آذری ممنوع است ، من تصور میکردم اردبیل و تبریز ویرانه است ، اما وقتی به ایران سفر کردم، با کمال تعجب دیدم که اردبیل و تبریز از لحاظ آبادانی و وجود کارخانه ها و بازارهای بزرگ بسیار دلپذیر است .روزنامه ها و رادیو و تلویزیون در آذربایجان ایران هم به زبان فارسی که زبان ملی ایران است برنامه پخش میکند و هم به زبانهای قومی مانند آذربایجانی و کردی و تالشی و عربی و...

من در پایان دیدار با رستمخانی مشاهدات خود را از ایران توضیح دادم ، ولی وی علاقه ای به درک حقیقت نشان  نداد. زیرا وی وجدان خود را به امریکاییها و صهیونیستها فروخته است .  به رستمخانی گفتم که به جای فعالیت علیه ایران و خدمت به امریکا، بهتر است برای آزادی قره باغ فعالیت کنیم . اما باز هم وی علاقه ای نشان نداد و گفت : اهالی قره باغ ارمنی هستند و ما نمیخواهیم یک جمهوری خودمختار ارمنی نشین داشته باشیم و بهتر است مساله قره باغ را رها کنیم. ما باید سعی کنیم با ارمنستان روابط دوستانه داشته باشیم . در اینصورت مساله قره باغ هم در گذر زمان حل خواهد شد.

 

نویسنده : حرکت آزادیبخش ایران شمالی ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۸/۱۳
    پيام هاي ديگران()   لینک