حرکت آزادیبخش ایران شمالی


+  

 

آیا آمریکا در صدد تغییر حکومت باکو است؟

 

رسول اردبیلی

 

در آستانة انتخابات ریاست جمهوری ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان) که در آبان ماه 1387 ( اکتبر 2008) برگزار خواهد شد، سفیر آمریکا در باکو اعلام کرد که واشنگتن مبلغ سه میلیون دلار برای این موضوع اختصاص داده است.

کسانی که با فضای سیاسی ایران شمالی آشنایی دارند، می‌دانند که مبلغ اختصاص داده شده از سوی آمریکا جهت تأمین هزینه‌های احزاب افراطی غربگرا مانند جبهة خلق، مساوات و ... تشکلها و نشریات آمریکا‌گرا درنظر گرفته شده است تا بتوانند فشارهایی بر حزب حاکم ( حزب آذربایجان نوین) وارد کنند.

در انتخابات گذشتة ریاست جمهوری ایران شمالی نیز، دولت آمریکا تلاشهایی برای ایجاد «‌انقلاب مخملی» و تغییر حاکمیت در باکو انجام داد. سفیر وقت آمریکا در باکو به شهرهای متعدد سفر و با غربگرایان افراطی و مخالف الهام علی‌اف جلسات محرمانه برپا کرد. جریان غربگرایان مخالف حاکمیت ( جبهة خلق، مساوات و ...) نیز تظاهراتهایی را در باکو برپا کرد که به شدت توسط حاکمیت سرکوب شد.

دو تن از وزرای الهام‌علی‌اف ( فرهاد علی‌اف وزیر توسعة اقتصادی و علی انسان‌اوف وزیر بهداشت) نیز دستگیر شدند و با گذشت پنج سال همچنان زندانی هستند. دولت باکو اعلام کرد که این وزیران به اتهام دریافت رشوه و تلاش برای انجام کودتا دستگیر شده‌اند. علت اصلی دستگیری وزیران یاد شده، همکاری با آمریکا جهت سرنگونی حکومت الهام‌علی‌اف بود.

در انتخابات ریاست جمهوری گذشته، دولت باکو در قبال « سیاست انقلاب مخملی آمریکا» اقدامهای مختلفی انجام داد:

1ـ تلاش برای جلب رضایت آمریکا، تأمین درخواستهای این کشور در حوزه‌های متعدد اقتصادی، سیاسی و امنیتی و نظامی ( بخصوص علیه ایران)

2ـ گسترش روابط با اسراییل و کانونهای صهیونیستی در آمریکا

3ـ تلاش برای نزدیکی بیشتر به مسکو

4ـ ارسال این پیام به امریکا که اگر حکومت الهام علی‌اف سقوط کند، اسلامگرایان ، حکومت را در دست خواهند گرفت.

5ـ سرکوب و دستگیری گستردة غربگرایان و احزاب مورد حمایت آمریکا که آشکارا با الهام‌علی‌اف مخالفت می‌کنند

دولت باکو با انجام اقدامات یاد شده کوشید تا ازسقوط خود و تحقق « کودتای مخملی» جلوگیری کند و الهام‌علی اف  توانست، صندلی ریاست جمهوری را که پدرش به علت مرگ آن را رها کرده بود، به چنگ آورد. آگاهان سیاسی باکو در همان زمان معتقد بودند که آمریکا تصمیم قطعی برای تغییر حکومت باکو نگرفته است. بلکه می‌خواهد با اعمال فشارهایی این پیام را به الهام‌علی‌اف ابلاغ کند که هرگونه کم‌کاری در همکاری با آمریکا می‌تواند عواقب وخیمی برای وی به دنبال داشته باشد و الهام‌علی‌اف نیز این پیام را به خوبی درک کرد...

طی چند ماه گذشته نیز دو پیام از سوی دولت باکو به آمریکا ارسال شد . محمل این پیامها دستگیری مسووول امنیتی فرودگاه به اتهام همکاری با روسیه، و دستگیری عده‌ای از جوانان مذهبی به اتهام همکاری با ایران بود. در آستانة انتخابات ریاست جمهوری، دولت باکو این پیامها را به آمریکا ارسال کرد تا واشنگتن مطمئن شود که باکو با نفوذ ایران و روسیه مقابله می‌کند و آمریکا نباید در وفاداری الهام‌علی‌اف شک و تردیدی به خود راه دهد.

به دنبال این اقدامات و پس از اعلام سفیر آمریکا در باکو مبنی بر اختصاص سه میلیون دلار جهت برگزاری دمکراتیک‌تر انتخابات، «‌رامیز مهدی‌اف» رییس نهاد ریاست جمهوری باکو که از اعضای شاخص تیم الهام‌علی‌اف می‌باشد، به دخالت آمریکا درامور داخلی باکو اعتراض کرد. این نخستین بار بود که یک مقام باکو از دخالت آمریکا درامور داخلی ایران شمالی سخن گفت، در حالی که دخالت آمریکا در امور داخلی ایران شمالی طی پانزده سال حکومت حیدرعلی‌اف و فرزندش به صورت مستمر ادامه داشته است، از جملة‌ این دخالت‌ها، حضور نیروهای نظامی آمریکا در ایران شمالی  در جریان حمله به افغانستان و عراق، ایجاد زندان مخفی در باکو، تغییر مسیر خط لولة باکو ـ جیهان از ایران به گرجستان، ایجاد مراکز راداری و رادیویی جاسوسی ، حمایت مالی و سیاسی از احزاب افراطی غربگرا، ایجاد پایگاه برای هواپیماهای آمریکا و حتی رأی منفی به تمامیت ارضی ایران شمالی می‌باشد که این اقدام ( رأی منفی به تمامیت ارضی) به معنای به رسمیت شناختن جمهوری قره‌باغ است. مسأله مهم در تحلیل اعتراض « رامیز مهدیآف» به آمریکا پس از اختصاص سه میلیون دلار از سوی واشنگتن برای حمایت از احزاب آمریکا‌گرای باکو، این است که حمایت آمریکا از مخالفان حکومت الهام‌علی‌اف به اندازة رأی منفی آمریکا در سازمان ملل به تمامیت ارضی ایران شمالی برای دولت باکو اهمیت ندارد! و از این گذشته، به نظر می‌رسد که اعتراض رامیز مهدی‌اف به آمریکا، ناشی از آن است که دولت باکو از ناحیة مخالفان احساس خطر کرده است.

با همة این احوال به نظر می‌رسد، آمریکا به شدت دوست دارد که مدل گرجستان را در ایران شمالی نیز اجرا کند. چرا که از نگاه آمریکا دولت باکو هنوز به قدر کفایت آمریکایی نشده و بیش از این نیز ظرفیت آمریکایی شدن ندارد. پیاده شدن مدل گرجستان در ایران شمالی به این معناست که در باکو نیز مانند تفلیس یکی از تربیت‌شده‌های مکتب سیاسی آمریکا ( شخصی مانند ساکاشویلی) قدرت را در دست گیرد. الهام‌علی‌اف، تربیت شده مکتب سیاسی کمونیسم و شوروی است، سالهای زیادی از عمرش را در روسیه گذرانده و دلبستگی‌های معینی به روسیه دارد. از لحاظ گسترش ناتو نیز، اگرچه دولت الهام‌علی‌اف همکاریهای مشخصی با ناتو دارد، اما ناتو پیش از تغییر علی‌اف، باکو را به عضویت خود نمی‌پذیرد و این برای برنامه‌های آیندة ناتو خسارتبار است. در رقابت و کشمکش میان آمریکا و روسیه، دولت کنونی باکو نمی‌تواند انتظارات آمریکا را برآورده سازد، چرا که این دولت علی‌رغم همکاریهای گسترده با آمریکا و صهیونیسم جهانی، تمایل ساختاری به روسیه دارد و تاکنون نیز باکو از هرگونه درگیری سیاسی با مسکو اجتناب کرده است.

به نظر می‌رسد، انتظارات آمریکا دربارة همکاری علیه ایران تا حدود زیادی از سوی باکو برآورده شده است.چرا که مردم ایران شمالی شیعه و دارای پیوندهای تاریخی مذهبی و فرهنگی با ایران هستند و دولت باکو که یک دولت لاییک ( دولت دنیوی در اصطلاح سیاسی باکو )می باشد از گرایش مردم به ایران به شدت نگران است . با این حال اعتقاد کارشناسان سیاسی محافل مختلف در باکو بر این است که ایران و روسیه از تغییر دولت در باکو استقبال نمی‌کنند. روسیه دلایل زیادی برای تلاش جهت ابقای دولت الهام‌علی‌اف دارد و ایران نیز نگران به قدرت رسیدن آمریکاگرایان افراطی است که حاضرند برای مبارزه با ایران حتی با ارمنستان نیز تعامل داشته باشند، چه رسد به همکاری با اسراییل و آمریکا. آمریکاگرایان افراطی باکو که چهرة شاخص آنها ابوالفضل ایلچی‌بیگ بود، پیش از حیدرعلی‌اف مدت یک سال قدرت را در باکو به دست گرفتند و در حالی که هر روز بخشی از کشور را در جنگ قره‌باغ از دست می‌‌دادند، آشکارا از آمریکا و اسراییل برای تجزیة ایران کمک می‌خواستند. این گروه به دلیل آشفتگی‌ها و جنگ داخلی که درمدت یک سال حکومت خود ایجاد کرد و در دوره حکومت آنها، استقلال‌طلبان ارمنی موفق به جدایی از کشور شدند، در بین مردم ایران شمالی جایگاه و پایگاه چشمگیری ندارند، و آمریکا نیز نمی‌تواند به موفقیت‌ این گروه در اجرای کودتای مخملی امید داشته باشد...

نتیجه اینکه آمریکا، بی‌هیچ تردیدی به دنبال تغییر حکومت باکو است. اما شتاب چندانی برای این کار ندارد. و یا در حقیقت هنوز شرایط و ابراز لازم برای سرنگونی حکومت الهام‌علی‌اف فراهم نشده و زمان این کار فرا نرسیده است.

آمریکا طی سالهای گذشته به گسترش نفوذ سیاسی، امنیتی ـ اطلاعاتی و تبلیغاتی خود در ایران شمالی پرداخته و در این راستا از همکاری دولت و احزاب غربگرای مخالف دولت نیز بهره جسته است. در بستر فراهم شده برای نفوذ در ایران شمالی، آمریکا طی سالهای اخیر صدها تن از نخبگان و فعالان سیاسی، دانشجویان، روزنامه‌نگاران و ناراضیان ایران شمالی را در مسیر سازماندهی شدن برای اجرای « هدف آینده» قرار داده است. طی سالهای گذشته صدها تن از دانشجویان و حتی دانش‌آموزان، روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی از مناطق مختلف باکو، گنجه، لنکران و ... با امکانات واشنگتن به آمریکا اعزام شده و تحت آموزش و سازماندهی قرار گرفته‌اند. جریانی که آمریکا بدینگونه در ایران شمالی ایجاد می‌کند، اصیل‌ترین جریان آمریکاگرا می‌باشد. دهها تن از افراد بازگشته از آمریکا به کار در درون دولت، ایجاد تشکلهای خصوصی، فعالیت‌های رسانه‌ای و حتی تشکیل سازمانهایی مانند « فارغ‌التحصیلان آمریکا» می‌پردازند. پیش‌بینی درست این است که آمریکا در نظر دارد، این گروه را در باکو به قدرت برساند. البته از همکاری احزاب غربگرا و پان‌ترکیستی مانند جبهة خلق و مساوات و حتی مسوولان دولتی نیز در راستای به قدرت رسیدن این گروه استفاده می‌شود، برای ایجاد و سازماندهی این گروه آمریکاگرا بیشتر از امکانات و همکاریهای دولت باکو استفاده شده است. این گروه در صورت رسیدن به قدرت می‌تواند انتظارات آمریکا را به صورت کامل برآورده کند.

 

نویسنده : حرکت آزادیبخش ایران شمالی ; ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۳/٢۱
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ رژیم باکو و حمایت از اشغالگری

 

مصاحبه سفیر ایران در باکو ، مساله قره باغ

و حمایت دولت باکو از اشغالگران

آقای ناصر حمیدی زارع سفیر کشورمان در باکو در یک کنفرانس مطبوعاتی در تاریخ 27/2/87 با خبرنگاران باکو در پاسخ به سوال خبرنگاران مبنی بر رفتار دو گانه ایران با اشغالگری اسراییل در فلسطین و اشغالگری ارمنستان در قره باغ اظهارات جالبی مطرح کرده است که می توان گفت با یک تیر دو نشان را در سینه سیاست خارجی کشورمان در قفقاز هدف گرفته است . بخش هایی از اظهارات وی می تواند روابط ایران با ارمنستان را دچار تنش کند و بخش هایی نیز روابط با دولت باکو را.

آقای سفیر در حالی که در بخش هایی از صحبت های اولیه خود سخن از یک اشغالگری بزرگ یعنی اشغال فلطسین و تاسیس کشور اسراییل به میان آورده است بعد از طرح سوال از سوی خبرنگار آذری نمونه فلسطین را بر خلاف اشغال اراضی ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) ، نه اشغالگری بلکه غصب می نامد . این البته یک تناقض درونی در اظهارات وی محسوب می شود. اما آنجا که وی در برابر چالشگری خبرنگاران قرار می گیرد وضعیت قره باغ را نیز مثل فلسطین می نامد  و حتی خود اشاره می کند که این گونه اظهارات وی همواره حساسیت و اعتراض ارمنستان را باعث شده است !!. بدین ترتیب وی آگاهانه بهانه ای برای ایجاد حساسیت و بی اعتمادی در روابط دو جانبه ایران با ارمنستان فراهم می کند. کاسه داغ تر از آش که معروف است همین است . شاید او تاثیر بر افکار عمومی ایران شمالی را مد نظر دارد اما به نظر می رسد این گونه بیان مواضع کاملا ناشیانه و غیر ضروری است. امری که هیچ کشوری تاکنون به این گونه بیان اقدام نکرده است حتی خود آذریها.

او همچنین بی آنکه واقعا ضرورتی وجود داشته باشد،  صحبت از مواضع رییس دولت باکو ( الهام علی اف ) به میان می کشد که اگر اراضی اشغالی از طریق مذاکره و روشهای صلح آمیز حل نشود ، باکو توسل به اقدام نظامی را حق خود میداند و در ادامه به گونه ای سخن می گوید که ایران از این موضع  الهام علی اف  حمایت می کند و بلکه در کنار دولت باکو خواهد بود. این بخش از اظهارات نیز می تواند به روابط ایران و ارمنستان زیان آور باشد.

عجایب اظهارات آقای زارع هنوز باقی است. آقای زارع در برابر نتیجه گیری یک خبرنگار از اظهارات وی مبنی بر اینکه ایران خود دچار استاندارد دو گانه است و در برابر دو نوع اشغاگری دو نوع رفتار متفاوت و متناقض در پیش گرفته است ، اشغال فلسطین را غصب و اشغال اراضی ایران شمالی  از سوی ارمنستان را اشغالگری می نامد و به گونه ای سخن می گوید که خبرنگار باکویی می گوید :آقای زارع! به نظر می آید که شما منتظرید تا ارمنستان تمام خاک ایران شمالی را اشغال کند تا در آن صورت شما از حمایت ارمنستان دست بردارید. اگر چه مواضع ضد ایرانی برخی رسانه ها و مطبوعات غربگرا و ضد اسلامی باکو بر همه مبرهن است اما  بیان سفیر به گونه ای است که همین را القا می کند. این مساله اگر چه از سوی رسانه های باکو با سکوت برگزار شد و البته آنان در چارچوب منافع خودشان درست عمل کردند ، اما نباید به آسانی از کنار این مساله گذشت زیرا این گونه اظهارت به شدت مستعد سو استفاده دشمنان می باشد .

 این بخش از اظهارات سفیر هم اظهاراتی خطرناک و هشداردهنده است آنجا که وی بی آنکه نیازی باشد و چنانکه روزنامه ینی مساوات گفته است بی آنکه ارتباطی به موضوع کنفرانس مطبوعاتی داشته باشد ، با اشاره به یک مذاکره صورت گرفته با الهام علی اف میگوید  :  « الهام علی اف در آن ملاقات گفته است برخی رییس جمهورها خود را رییس دنیا تصور می کنند و می خواهند بین دولت و ملت ما اختلاف افکنی کنند. این شیوه شیوه نامناسب است . »چنانکه خضر ابراهیم سخنگوی وزارت خارجه باکو گفته است طرح محتوای ملاقات در مطبوعات خلاق عرف دیپلماتیک است . آقای سفیر با هر نیتی این کار را کرده باشد ، باید در نظر داشته باشد این گونه رفتارها می تواند موجبات ایجاد بی اعتمادی را فراهم کند.

نکته دیگر آنکه سفیر کشورمان در بیان مواضع خود در مورد محموله نیروگاه بوشهر که در گمرک متوقف شده بود همان موضع قبلی خود را تکرار می کند که این یک بحث تکنیکی و گمرکی است . احتمالا آقای سفیر اطلاع نداشته است که اخیرا در باره ادامه انتقال تجهیزات لازم برای نیروگاه بوشهر از مسیر ایران شمالی دو اظهار نظر متفات از سوی طرفهای روسی و ‌آذری اعلام شده است. آقای کاراسنی از مقامات روسی بعد از ملاقاتش در وزارت خارجه باکو اعلام کرده بود که با باکو برای ادامه ارسال تجهیزات نیروگاه بوشهر توافقاتی انجام شده است. در حالی بلافاصله بعد از آن خضر ابراهیم با تکذیب وجود هر نوع توافق اظهار داشت این یک موضوع توافقی نیست و هر محموله صرفا باید بر اساس مقررات دولت باکو و قوانین بین المللی می ترانزیت شود. نوع موضع گیری  آقای زارع در این مقطع نوعی همراهی با موضع دولت باکو قلمداد خواهد شد. امری که ممکن است اتفاقات احتمالی در آینده مطابقت آن را با منافع کشورمان  زیر سوال ببرد.

اما درباره تبلیغات دایمی دولت و رسانه های ضد ایرانی باکو درباره روابط حسنه ایران با کشور همسایه ارمنستان پاسخهای روشنی وجود دارد که سفیر محترم میتواند آنها رادریابد وبدون ابتلا به انفعال و با نگاه به عزت و سرافرازی ملت بزرگ ایران  با زبان دیپلماسی به مقامات و رسانه های باکو تحویل دهد  :

 

1 -  موضوع مقایسه اسراییل و ارمنستان اساسا درست نیست . اسراییل دولتی جعلی و تحمیلی است که در سرزمین فلسطین تشکیل شده و جمهوری اسلامی اساسا  کشوری به نام اسراییل را به رسمیت نمیشناسد. در حالی که ارمنستان کشوری است که نه تنها جمهوری اسلامی بلکه دولت باکو نیز آن را به رسمیت میشناسد.

نه تنها ایران بلکه بسیاری از کشورهای اسلامی نیز با اسراییل روابط سیاسی و رسمی ندارند .

2- در هیچ یک از قوانین بین المللی و حتی قوانین دولت باکو که مقامات باکو همواره بدانها استناد میکنند ، روابط با کشوری که بخشی از خاک کشور همسایه را  اشغال کرده تحریم نشده است .

3- اگر بپذیریم که روابط با اشغالگر بسیار بسیار بد و غیرقابل قبول است ، چرا دولت باکو با کشور جعلی اسراییل و دولت امریکا که دو کشور افغانستان و عراق را اشغال کرده ( کهقره باغ از نظر مساحت در مقابل این کشورها بخش کوچکی است ) روابط گسترده و استراتژیک دارد و بخش اعظم سوخت مورد نیاز اسراییل را تامین میکند؟

4- علاوه بر روابط دولت باکو با اشغالگران ، این دولت در حمله امریکا به افغانستان و عراق کمال همکاری نظامی را انجام داده است و هم اکنون عده ای از نیروهای ارتش باکو در عراق تحت فرماندهی امریکاییها مشغول خدمت هستند . آیا حضور نیروهای نظامی باکو در عراق اشغالگری نیست ؟

 

5- نه تنها ایران ، بلکه کشورهایی که با دولت باکو با انها روابط بسیار گسترده تر نظامی ، اقتصادی و سیاسی دارد مانند روسیه ، امریکا ، فرانسه ، انگلستان و... با ارمنستان ارتباطات گسترده ای از ایران دارند ، چرا دولت باکو و رسانه های امریکایی – صهیونیستی باکو فقط با دستاویز روابط تهران – باکو علیه ایران تبلیغات میکنند ؟

6- بخش اعظم روابط غیر دولتی ایران با ارمنستان توسط تجار و بازرگانان آذربایجان ایران انجام میگیرد و این حاکی از آن است که اذربایجانیهای ایران تمایل بیشتری به روابط اقتصادی با ارمنستان دارند.

7- اگر حقیقتا دولت باکو خواستار عدم رابطه کشورها و از جمله ایران با کشورهای اشغالگر و از جمله ارمنستان است ، بایستی نخست روابط خود را با اسراییل و امریکا قطع کند . در اینصورت اگر ایران نیز روابط خود را با ارمنستان ادامه داد ، آنگاه دولت باکو طلبکار شود .!

8 – طبق قوانین بین المللی که دولت باکو خود را طرفدار اجرای این قوانین معرفی میکند ، هیچ دولتی حق دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر را ندارد . از این جهت مواضع دولت باکو و یا مطبوعات امریکایی – صهیونیستی و ضد اسلامی آن درباره رابطه ایران با ارمنستان حرفهایی گزاف و غیرقانونی است .

9- دولت باکو پرونده قره باغ را به گروه مینسک سپرده است و کشورهای عضو این گروه بایستی قره باغ را آزاد کنند . دولت باکو هرگز از ایران به طور رسمی برای حل مناقشه قره باغ کمک نخواسته است . زیرا امریکا این اجازه را نمیدهد !

10 – اگر مساله قره باغ و استقلال آن واقعا برای دولت باکو اهمیت دارد ، چرا تاکنون در قبال  فعالیت دفتر نمایندگی جمهوری قره باغ در امریکا و کمکهای مالی مستقیم امریکا به دولت قره باغ ذلیلانه سکوت کرده است ؟

11- اخیرا  در سازمان ملل دولت امریکا به تمامیت ارضی ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) رای منفی و اسرایل نیز رای ممتنع داد ، به عبارت دیگر امریکا و اسراییل قره باغ را جزو ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) نمیدانند . در حالی که ایران به تمامیت ارضی ایران شمالی رای مثبت داد . در این حال دولت و رسانه های وابسته و غیر مستقل باکو به جای تبلیغات علیه امریکا و اسراییل علیه ایران تبلیغات میکنند  و برای اسراییل در باکو باغ دوستی و خیابان دوستی ایجاد میکنند !

12- ایران تاکنون در قبال اقدامات خام و سخیف دولت باکو علیه تمامیت ارضی ایران از جمله روابط دایمی دولت باکو با محافل و گروههای تجزیه طلب ( چه در باکو و چه در سایر کشورها ) خویشتنداری نشان داده است . در حالی که دولت باکو با تجزیه طلبان و مخالفان تمامیت ارضی ایران ارتباط گسترده دارد ( دومین کنگره به اصطلاح آذری های جهان در اسفند 84 با حضور الهام علی اف و تجزیه طلبان ضد ایرانی تنها یک نمونه آشکار است ) انتظار دولت باکو یا رسانه های وابسته از ایران برای کاهش روابط با ارمنستان ایده ای کودکانه و خام است . در ایران  کارشناسان سیاسی بر این باورند که برای مقابله به مثل با دولت باکو که از تجزیه طلبان ضد ایرانی حمایت میکند ، دولت ایران بایستی با دولت قره باغ رابط برقرار کند و همانگونه که تجزیه طلبان ضد ایرانی در باکو دفتر دارند ، استقلال طلبان قره باغ نیز بایستی در تهران دفتر نمایندگی داشته باشند.

محسن مهر آیین

منابع:

خبرگزاری ایرنا ، سایت های اینترنتی روزنامه های 525 ، خبرگزاری آپا ، سایت اینترنتی آینس پرس وروزنامه ینی مساوات  باکو

نویسنده : حرکت آزادیبخش ایران شمالی ; ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۳/۱٠
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ لزوم گشایش سرکنسولگری ارمنستان در تبریز

 

گشایش سرکنسولگری ارمنستان درتبریز

و نقش آن در توسعة بازرگانی خارجی

 

·        عارف محمدزاده

طی ماههای اخیر، موضوع گشایش سرکنسولگری ارمنستان در تبریز و گشایس سرکنسولگری جمهوری اسلامی در « قاپان» ( ارمنستان) به عنوان یکی از موضوعات مثبت در روابط ایران ـ‌ ارمنستان، در رسانه‌ها مطرح شده است. بی‌تردید گشایش سرکنسولگری ارمنستان در تبریز، در توسعة روابط دو کشور همسایه به ویژه در تسهیل فعالیت‌های اقتصادی بازرگانان و سرمایه‌گذاران آذربایجان شرقی در ارمنستان نقش مثبتی می‌تواند داشته باشد. تبریز به عنوان یکی از شهرهای مهم کشورمان، همواره مورد توجه کشورهای خارجی و همسایه برای دایر کردن دفترهای نمایندگی سیاسی بوده است و روزگاری در این شهر سرکنسولگری‌های متعددی از جمله سرکنسولگریهای آلمان، عثمانی، آمریکا، روسیه و ... دایر بوده است. امروز نیز دولتهای آنکارا و باکو در تبریز سرکنسولگری دارند و با گشایش سرکنسولگری ارمنستان و ابراز علاقة برخی کشورهای دیگر از جمله روسیه برای گشایش سرکنسولگری موقعیت سیاسی و اقتصادی این شهر تاریخی ارتقا می‌یابد.

مناسبات سیاسی و اقتصادی و حتی فرهنگی ارمنستان با ایران اگرچه از رشد چشمگیری برخوردار نیست، ولی بیانات مقامات دو کشور در زمینة روابط دو جانبه، همواره حاکی از روابط دوستانه و همسایگی خوب است. بخصوص استان آذربایجان شرقی روابط بسیار خوبی با ارمنستان دارد و صدها تن از فعالان اقتصادی تبریز در ارمنستان، مشغول تجارت هستند و تولیدات صنعتی و مواد غذایی عمدتاً از آذربایجان شرقی به ارمنستان صادر می‌شود.

مقامات ترکیه هرگز دربارة روابط همسایگی ایران ـ ارمنستان موضع‌گیری منفی نداشته‌اند. ترکها همواره به دنبال برقراری مناسبات خوب با ارمنستان هستند، چنانکه اخیراً به دنبال انتخابات ریاست جمهوری در ارمنستان و انتخاب « سرکیسیان» برای ریاست جمهوری، رییس جمهور ترکیه پیام تبریکی به همتای ارمنی خود ارسال داشت و در این پیام، آرزو کرد که در دورة ریاست جمهوری سرکیسیان، روابط ارمنستان ـ‌ ترکیه بهبود یابد.

پافشاری ایروان برای پذیرش مسوولیت ماجرای موسوم به نسل‌کشی ارامنه در دورة ‌عثمانی توسط دولت ترکیه، مانع از رشد روابط ایروان ـ‌ آنکارا شده است. با این حال سالها پیش خط هوایی استانبول ـ ایروان به عنوان نمادی از علاقه دولتهای ترک و ارمنی به گسترش روابط دایر شد. روابط اقتصادی بخش خصوصی بین ارمنستان و ترکیه فعال است. شرکت‌های ترک از طریق گرجستان محصولاتی مانند موادغذایی، پوشاک، و ... به ارمنستان صادر می‌کنند.

برخلاف ترکها، مقامات باکو ناراحتی خود را از گشایش سرکنسولگری ارمنستان در تبریز به شیوه‌های مختلف نشان دادند. آنها می‌گویند: «‌ چون ارمنستان در تجزیة قره‌باغ نقش داشته، پس ایران نباید روابط خود را با این همسایه ( ارمنستان) توسعه دهد، زیرا ارمنستان اشغالگر است » اگر منطق سست مقامات باکو را دربارة «‌رابطه با اشغالگر» بپذیریم، این سؤال پیش می‌آید که دولت باکو چگونه با رژیم صهیونیستی، آمریکا و انگلیس که کشورهای اسلامی فلسطین و افغانستان و عراق را اشغال کرده‌اند، روابط گسترده‌ای دارد؟ از سوی دیگر می‌دانیم که دولت باکو، صدها تن  از نیروهای مسلح خود را به عراق و افغانستان اعزام کرده است و این نیروها تحت فرماندهی آمریکایی به کشتار مسلمانانی که از وطن خود دفاع می‌کنند، مشغول هستند، آیا این چیزی جز ائتلاف با اشغالگران و حمایت از اشغالگری است؟

از سوی دیگر، می‌دانیم که مذاکرات پیگیری میان مقامات باکو و ایروان برای حل مناقشة‌ قره‌باغ و احیای روابط دوستانه در جریان است، چندی پیش هیأتی مرکب از سیاستمداران و هنرمندان باکو به سرپرستی پولاد بلبل اوغلی ( سفیر باکو در مسکو) به ایروان و قره‌باغ سفر کردند و با رییس جمهور خودخواندة قره‌باغ نیز ملاقات و مذاکره کردند.

سران دولت‌های ایروان و باکو بارها و بارها با هم ملاقات و گفتگو کرده‌اند و به گفته منابع رسمی باکو، در آیندة نزدیک الهام علی‌اف و سرکسیان بار دیگر با هم دیدار خواهند داشت. هر دو دولت تلاش می‌کنند تا با حل مناقشة‌ قره‌باغ، روابط دوستانه‌ای با هم داشته باشند، اما برخی قدرتهای بین‌المللی مانع از حل مناقشه می‌شوند و در مسیر روابط باکو ـ‌ ایروان مانع ایجاد می‌کنند. بی‌گمان از سرگیری روابط دوستانه بین باکو و ایروان می‌تواند نقش مؤثری در توسعه دو کشور داشته باشد و مقامات باکو و ایروان همواره در این راستا تلاش می‌کنند. با این حال دولت باکو چنین تبلیغ می‌کند که روابط ایران با همسایه‌اش ارمنستان نباید گسترش یابد، زیرا قره‌باغ به عنوان بخشی از خاک جهان اسلام در اشغال است و دولت ایران به عنوان یک دولت اسلامی باید منتظر باشد که مسایل بین باکو و ایروان حل شود و روابط دوستانه بین این دو دولت برقرار شود و بعد از آن، ایران با کشور همسایه ارمنستان روابط خود را توسعه دهد!!

در این باره گفتنی است که اگر واقعاً مقامات باکو، ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان) را بخشی از خاک جهان اسلام می‌دانند، چرا در این بخش از خاک جهان اسلام، فعالیت احزاب اسلامی ممنوع است؟ چرا حجاب ممنوع است؟ چرا فعالان دینی حق ندارند وارد سیستم حکومتی مانند پارلمان و ... شوند؟ چرا در قانون اساسی دولت باکو « اسلام» به عنوان دینی رسمی معرفی نشده است؟ چرا در مدارس، علوم واحکام دینی و قرآن کریم تدریس نمی‌شود؟ چرا حوزه‌های علمیه تعطیل شده است؟ و ...

حقیقت این است که ایران شمالی خاک اسلام است، اما حکومت آن ضداسلامی است. و دولت ایران با همین حکومت نیز روابط سیاسی و اقتصادی و فرهنگی دارد!

دولت ایران که جمهوری اسلامی است، به غیر از اسراییل و آمریکا با همة دولتها و کشورهای جهان به دنبال رابطه با حفظ احترام متقابل است. و عدم وجود رابطه با اسراییل و آمریکا به خاطر یهودی یا مسیحی بودن مردم آنها نیست. ایران اسراییل را که کشوری جعلی است، اساساً به رسمیت نمی‌شناسد و با آمریکا نیز آمادة برقراری رابطه است، به شرط اینکه آمریکا، آدم شود.

دولت باکو به جای اینکه سپاسگزار کمکهای ایران بخصوص در مناقشه قره‌باغ و اسکان آوارگان، احداث جادة مرزی بیله‌سوار و جلفا برای ارتباط باکو ـ نخجوان، میلیونها دلار کمکهای مالی بلاعوض، برق‌رسانی و گازرسانی به نخجوان و ... باشد، همواره با توصیه‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه اسلام، تشیع و ایران اسلامی اقدامات مختلف انجام داده است. از جمله اقدامات خام رژیم باکو، حمایت از گروهکها و عناصر ضدایرانی بخصوص تجزیه‌طلبان و ارتباط با اینهاست و حتی اخبار روابط محافل تجزیه‌طلب ضدایرانی با مقامات باکو در مطبوعات باکو نیز درج می‌شود.

دولت باکو از دورة ایلچی‌بیگ به این اقدامات خام و نفرت‌آور ادامه می‌دهد، در حالی که تاکنون دولت ایران مقابله به مثل نکرده است. کارشناسان سیاسی اعتقاد دارند که دولت باکو از حمایت گروههای ضدایرانی دست برنخواهد داشت مگر اینکه ایرانی‌ها نیز همین رفتار را با تجزیه‌طلبان قره‌باغ در پیش گیرند...

گشایش سرکنسولگری ارمنستان در تبریز با استقبال فعالان اقتصادی و تولیدکنندگان آذربایجان شرقی روبرو شده است. سفرهای اخیر مقامات ارمنی به تبریز نیز حاکی از پیگیری گشایش این سرکنسولگری در تبریز است.

توسعه بازرگانی خارجی یکی از عوامل مهم در توسعه هر منطقه محسوب می‌شود. استان آذربایجان شرقی به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و اقتصادی خود، این پتانسیل را دارد که بازرگانی خارجی آن توسعه یابد و سطح رفاه عمومی و اشتغال در آن بهتر شود. از این نظر، ارمنستان بازاری مناسب برای صادرکنندگان، بازرگانان و شرکتهای اقتصادی آذربایجان شرقی است. همچنین برای شرکتهای اقتصادی و بازرگانان ارمنی، تأمین نیازمندیهای خود از آذربایجان شرقی به دلیل نزدیکی مسافت، امکانات آسان حمل و نقل و حضور تعداد زیادی از بازرگانان آذربایجان شرقی در ارمنستان مقرون به صرفه می‌باشد.

فعالیت سرکنسولگری ارمنستان در تبریز همانند سرکنسولگری باکو در این شهر، علاوه بر نقش آن در توسعة روابط سیاسی و اقتصادی دو کشور همسایه، موجب صرفه‌جویی در وقت و هزینة هزاران شهروند شمالغرب کشور می‌شود که هر سال به ارمنستان مسافرت می‌کنند.

تبریز را « شهر اوّلین‌ها» لقب داده‌اند، شاید در آیندة نه چندان دور، این شهر از لحاظ تعداد سرکنسولگریهای کشورهای خارجی نیز رتبة اول را به خود اختصاص دهد.

 

 

 

 

نویسنده : حرکت آزادیبخش ایران شمالی ; ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۳/٤
    پيام هاي ديگران()   لینک

+  

 

 

آقای علی‌اف !

 ‌به جای اعزام سرباز به عراق‌و‌افغانستان،

به فکر قره‌باغ باشید !

 

نامه ای از تبریز به الهام علی اف

سایت تابناک نامه یک محقق تبریزی خطاب به الهام علی اف رییس دولت باکو را منتشر کرد. این نامه حاوی نکاتی تامل برانگیز و دردمندانه ای است که در صورت هوشیاری الهام علی اف ، میتواند برای وی راهگشا باشد ....

 

 

چرا مرزبانان شما در برخورد با دو جوان آذری‌زبان اردبیلی که از روی کنجکاوی و یا به هر دلیل دیگری وارد کشورتان شده بودند، شدیدترین برخورد ممکن را به عمل آورده و با شلیک بی‌رحمانه، آن دو جوان هم‌دین و هم‌زبان خود را از پای درمی‌آورند ولی دولت باکو  سال‌هاست درقبال اشغال 20 درصد ازخاک خودتوسط دولتی که هیچ گونه تجانس دینی یا فرهنگی با آایران شمالی  ندارد سکوت اختیارکرده وهیچ عکس‌العملی نشان نمی‌دهد؟


روابط دولت شما با این رژیم چگونه قابل توجیه است؟ آیا گمان نمی‌کنید همکاری
تنگاتنگ شما با اسرائیل در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و...، دولت باکو را در جنایات ارتکابی رژیم صهیونیستی شریک می‌کند؟ راستی مسلمانان جهان و مردم ایران و جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی )  پیام تبریک شما به «شیمون پرز»، رئیس‌جمهور اسرائیل را چگونه تفسیر کنند که معنایی جز حمایت شما از قتل عام مردم نوارغزه داشته باشد؟

 

نویسنده و محقق تبریزی در نامه‌ای سرگشاده به «الهام علی‌اف»، رئیس‌ دولت حاکم بر ایران شمالی ، نسبت به پیام تبریک و نیز شراکت دولت این کشور ـ که اکثریت آن را مردم مسلمان تشکیل می‌دهند ـ با رژیم اسرائیل، انتقاد کرده و آورده است:

آقای الهام علی‌اف،
سلام علیکم


سخن خود را با نام و یاد خدایی که آدمی را آفرید و او را به سبب دو نعمت ارزشمند «عقل» و «اختیار» بر سایر موجودات برتری داد؛ آغاز می‌کنم و با پوزش پیشاپیش از این‌که لحظاتی از وقت شما را می‌گیرم، قصد دارم درخصوص پاره‌ای موضوعات مهم و اساسی با شما به گفت‌وگو بنشینم.

جناب آقای علی‌اف
بنده یک مسلمان آذری‌زبان ایرانی هستم که از شهر تبریز برایتان نامه می‌نویسم. من خودم را در عوامل متعددی همچون تاریخ، تمدن، فرهنگ، زبان، دین، مذهب و... با شما و مردم  ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) شریک می‌دانم و همین اشتراکات باعث گردیده تا به سهم خودم نسبت به زبان، مذهب، هویت، تاریخ و تمامیت ارضی ایران شمالی  احساس مسئولیت نمایم که این احساس مسئولیت، مبنای نگارش این نامه را تشکیل می‌دهد.

آقای علی‌اف
اگر موافق باشید، نگاهی گذرا به گذشته داشته باشیم. می‌دانید که تا یکصدوهشتاد سال قبل از این؛ نیاکان ما در سرزمینی به نام ایران به عنوان هموطن یکدیگر زندگی می‌کردند. درآن زمان، نیاکان شما در قسمتی از ایران بزرگ که در شمال رود ارس قرار گرفته است ـ و آن زمان، «آران» نامیده می‌شد ـ زندگی می‌نمودند و نیاکان من در این سوی ارس؛ یعنی آذربایجان سکونت داشتند. آنان در غم و شادی در کنار یکدیگر بودند، در دین، مذهب، ملیت، زبان، فرهنگ، آداب و رسوم و... با هم مشترک بودند و دوشادوش یکدیگر برای دفاع از تمامیت ارضی ایران بزرگ و دین و فرهنگ خود تلاش می‌نمودند؛ تا این‌که در سال‌های 1192و 1206هجری شمسی، بخش‌هایی از ایران که شامل سرزمین‌های شمال ارس می‌گردید، در نتیجه طمع‌ورزی و عداوت قدرت‌های بزرگ آن زمان و پس از جنگ‌های طولانی‌مدت بین ایران و امپراطوری روس،‌ به موجب قراردادهای تحمیلی «گلستان» و «ترکمانچای» از میهن اصلی خویش جدا گردید و اینگونه بود که بین مردم دو سوی ارس، جدایی افتاد. البته نیاکان ما تلاش‌های زیادی برای از بین بردن این جدایی انجام دادند که متأسفانه به دلیل سیاست‌های استعماری قدرت‌های آن زمان، منتج به نتیجه نگردید.

آقای علی اف
می‌خواهم به عنوان نمونه و جهت بزرگداشت یاد و خاطره اجداد شما، به یکی از تلاش‌های مردم نخجوان ـ که محل تولد «حیدر علی‌اف» می‌باشد ـ برای الحاق دوباره به ایران اشاره کنم:

89 سال پیش، در روز نهم اردیبهشت ماه 1298شمسی (برابر با 30 آوریل 1919 میلادی) اکثریت قریب به اتفاق مردم شهر نخجوان در مقابل کنسولگری ایران اجتماع کردند. آنان با شعارهایی از قبیل زنده باد دولت ایران و... تقاضای تابعیت ایران و الحاق به وطن اصلی خود را نمودند که این اجتماع پرشور چندین روز به طول انجامید. مردم نخجوان، رئیسان حکومت محلی، رئیس نیروهای نظامی و معتمدین شهر با ارسال 12 فقره تلگراف به دولت ایران، شاه، سفرای خارجی، رئیس‌جمهورآمریکا، انجمن صلح ورسای و... تقاضای الحاق به ایران را کرده و همه جا متذکر شدند که اصلا ایرانی‌نژاد و مسلمان بوده و 92 سال است به زور از خاک ایران جدا شده اند.

دراین شرایط، دولت محلی نخجوان با ترکیب «کلبعلی‌خان»، رئیس قشون و «سلطان‌اف»، رئیس حکومت، «حاج حسنعلی قربان‌اف»، رئیس ستاد قشون و چند نفر از متنفذین و کلیه اعضای شورای ملی با امضای قطعنامه‌ای خود را تابع ایران و ایرانی‌نژاد معرفی و هیأتی مرکب از «شیخ عبدالجبار بکتاش»، «مهدیقلی خان دیاربکری»، «سیدباقر حیدرزاده»، «حسین آقا نوروز‌زاده» را تعیین و به تبریز اعزام داشتند. هیأت اعزامی ضمن نامه‌ای خطاب به ایرانیان، از این‌که 92 سال به حکم زور از برادران خود دور بودند، ابراز تأثر نموده ومجددا تقاضای الحاق به وطن اصلی خود را مطرح کردند؛ که البته این تلاش‌ها به دلیل جو حاکم بر روابط بین‌الملل آن زمان که الزاما بایستی در جهت منافع قدرت‌هایی از قبیل بریتانیا و... بود، به نتیجه مورد نظر نرسید.

آقای الهام علی‌اف
بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تشکیل دولت باکو؛ مردم ایران به ویژه مردم تبریز؛ازاین‌که مردم مسلمان ایران شمالی  بعد از سالها زندگی، تحت حاکمیت تزارها و کمونیست‌ها؛ می‌توانستند فصل نوینی از حیات خویش را شروع نمایند احساس خوشحالی می‌کردند لیکن امروزه بعد از گذشت 17 سال از استقلال ظاهری شما ، موجی از نگرانی و احساس مسئولیت جای این خوشحالی را گرفته است. دلیل این امر، روشن و مبرهن است؛ مردم ایران خواهان عزت و موفقیت همه‌جانبه مردم ایران شمالی  می‌باشند لیکن آنچه امروزه در نتیجه سیاست‌های دولت باکو  در ادوار مختلف دیده می‌شود، روندی است که خلاف این را نشان می‌دهد. امروزه همانطوری که در داخل ایران شمالی ، اکثریت مردم نسبت به سرنوشت خود و کشورشان نگران هستند در ایران هم این نگرانی احساس می‌شود.

آقای علی‌اف
روابط دولت تحت حاکمیت جنابعالی با رژیم جعلی و غاصب اسرائیل، بلاتکلیفی مردم آواره قره‌باغ و سایر سرزمین‌های اشغالی، سیاست‌های دولت باکو  برای زدودن هویت تاریخی مردم این کشور، وضعیت نابسامان اقلیت‌های مختلف ساکن در ایران شمالی  از قبیل تالش‌ها، ایجاد شکاف بین نسل گذشته و جوان در نتیجه سیاست‌هایی از قبیل تغییر مکرر الفبا، محدودیت فعالیت‌های دینی، تلاش بخش‌های مختلف دولت برای تضعیف نقش دین و مذهب در جامعه آذربایجان، برخی اقدامات تحریک‌آمیز دولت باکو در قبال مردم ایران و... از جمله عواملی هستند که موجبات نگرانی مردم ایران نسبت به سرنوشت مردم ایران شمالی  را سبب شده است.

 

آقای قلی اف  
یقین دارم که می‌دانید شما در کشوری رئیس‌جمهور هستید که بیش از 90 درصد مردم آن کشور را مسلمانان تشکیل می‌دهند و کشورتان یکی از اعضای سازمان کنفرانس اسلامی می‌باشد، سازمانی که اساس تشکیل آن؛ مبارزه با سیاست‌های رژیم صهیونیستی است؛ رژیمی که از شصت سال قبل تا کنون از هیچ جنایتی علیه مسلمانان فلسطین دریغ نکرده است و امروزه نیز بیش از هر زمان دیگری عرصه را بر مردم مظلوم نوار غزه تنگ نموده است. رژیمی که شصت سال است، آرامش فیزیکی را از مسلمانان فلسطین و لبنان و آرامش روحی را از مسلمانان اقصی نقاط عالم سلب کرده است و...

سؤال این است روابط دولت شما با این رژیم چگونه قابل توجیه است؟
آیا گمان نمی‌کنید همکاری تنگاتنگ شما با اسرائیل در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و...، دولت باکو  را در جنایات ارتکابی رژیم صهیونیستی شریک می‌کند؟ راستی مسلمانان جهان وملت  ایران و مردم ایران شمالی پیام تبریک شما به «شیمون پرز»، رئیس‌جمهور اسرائیل، به مناسبت شصتمین سالگرد تأسیس اسرائیل را چگونه تفسیر کنند که معنایی جز حمایت شما از قتل عام مردم نوارغزه داشته باشد؟ آیا سزوار است در روزهایی که مصادف با سالگرد اشغال بخش‌هایی از کشورتان می‌باشد، به مناسبت تأسیس اسرائیل، در کشور شما و با حمایت شما مراسم جشن برگزارگردد؟

آیا فکر می‌کنید روزی که در بین مردم جهان به روز نکبت شهرت یافته است و در حقیقت آغاز رنج و اندوه مردم مسلمان فلسطین می‌باشد بایستی در کشور شما جشن گرفته شود؟ راستی چه اصراری دارید بر این‌که به رغم مخالفت صریح مردم ، در پایتخت کشورتان به نام اسرائی، پارک و خیابان افتتاح کنید؟ و...
آقای علی‌اف
امروزه در نتیجه روابط شما با رژیم صهیونیستی بین دولت و مردم ایران شمالی ، شکاف عمیقی ایجاد شده است. واقعیت این است، مردمی که حدود 20درصد خاک کشورشان در اشغال بیگانه است نمی‌توانند بپذیرند که دولتشان با رژیم غاصب دیگری روابط حسنه داشته باشد. البته مردم ایران شمالی  به لحاظ مسائل دینی نیز نمی‌توانند این موضوع را برخود بقبولانند.

آقای رئیس‌جمهور!
خود بهتر می‌دانید براساس نظرسنجی یک مؤسسه بین‌المللی، 92 درصد مردم کشورتان هیچ اعتقادی به دولت شما  ندارند، آیا فکر نمی‌کنید بخشی از این بی‌اعتمادی مردم به دولت، محصول روابط حسنه دولت شما با رژیم صهیونیستی باشد؟

آقای علی‌اف
واقعیت این است، دولت اسرائیل هیچگاه نخواهد توانست در عرصه بین‌المللی برای خود مقبولیت و مشروعیت عمومی کسب کند و روزی فرا خواهد رسید که مردم فلسطین، حقوق از دست رفته خود را استیفا خواهد نمود. لذا بهتر است سرنوشت خود را به سرنوشت دولت اسرائیل گره نزنید، چراکه نتیجه آن مشخص است؛ همانگونه که در ایران قبل از انقلاب، رژیم پهلوی به دلایل مختلف از جمله ارتباط گسترده با رژیم صهیونیستی مورد خشم ملت ایران قرار گرفت و سقوط کرد، در آینده نیز مردم مسلمان کشورهای مختلف، دولت‌هایی را که از طریق برقراری رابطه با رژیم صهیونیستی، خود را در جنایات آن رژیم شریک می‌نمایند، مورد خشم انقلابی خویش قرار خواهند داد.

اجازه دهید این بخش از نامه خود را با یک سؤال دیگر به پایان برسام:

آقای علی‌اف
شما را چه شده است که در برخورد با تعدادی از جوانان ایرانی از اهالی استان اردبیل که به دلایلی از قبیل ورود غیرمجاز به کشورتان مدتهاست در زندا‌‌ن‌های متعدد  از قبیل زندان منطقه قره‌داغ در بدترین شرایط ممکن و غیر انسانی به سر می‌برند، هیچ‌گونه مماشاتی به خرج نداده و انواع شکنجه‌های روحی و جسمی را در قبال آنها روا می‌دارید ولی با صهیونیست‌هایی که در ایران شمالی  مرتکب هرگونه اعمالی ـ که قلم از توصیف آنها شرم دارد ـ می‌شوند، هیچ برخوردی به عمل نمی‌آورید؟!

آقای الهام علی‌اف
موضوع دیگری که می‌خواهم در خصوص آن با شما گفت‌وگو نمایم، مسئله «قره‌باغ و سایر سرزمین‌های اشغالی» است. حدود 14 سال از واگذاری حل موضوع قره‌باغ به گروه مینسک می‌گذرد. واقعیت این است که در این مدت طولانی، هیچ اقدام مفیدی در راستای برگرداندن این سرزمین‌ها به عمل نیامده است. رؤسای گروه مینسک حتی حاضر به دادن رأی مثبت به قطعنامه سازمان ملل متحد درخصوص تمامیت ارضی  ایران شمالی نشدند. خود می‌دانید مردم مسلمان جمهوری قره‌باغ و سایر سرزمین‌های اشغالی، به دور از خانه و کاشانه خود در وضیعت اسفناکی به سر می‌برند و هر روز که سپری می‌شود، بازپس‌گیری این سرزمین‌ها سخت‌تر می‌گردد.

راستی برنامه شما درخصوص آینده این مناقشه چیست؟ چرا نمی‌خواهید از پتانسیل‌های بالقوه‌ای که برای بازپس‌گیری این سرزمین‌ها در اختیار دارید، استفاده کنید؟

آقای رئیس‌جمهور!
مردم ایران شمالی  مسلمان هستند. در بین مسلمانان، مفاهیمی همچون جهاد و شهادت ازارزش و کارایی بالایی برخوردار می‌باشد. چرا در دولت تحت حاکمیت شما به جای تلاش برای احیای این ارزش‌ها، با آنها مبارزه می‌شود؟ چرا درکشورتان از کسانی که در جنگ قره‌باغ شهید یا مجروح شده‌اند، هیچ تجلیلی به عمل نمی آید؟ آیا درکشوری که 20 درصد آن در اشغال دشمن است، نباید برای ایجاد و تقویت روحیه سلحشوری در بین مردم تلاش نمود؟ آیا شایسته است کشوری که بخشی از خاک کشورش در اشغال است به جای تلاش برای بازپس‌گیری آن، ارتش خود را برای کشتار مسلمانان عراق و افغانستان و همراهی با ارتش آمریکا به این کشورها اعزام نماید؟

چرا مرزبانان شما در برخورد با دو جوان آذری‌زبان اردبیلی که از روی کنجکاوی و یا به هر دلیل دیگری وارد کشورتان شده بودند، شدیدترین برخورد ممکن را به عمل آورده و با شلیک بی‌رحمانه، آن دو جوان هم‌دین و هم‌زبان خود را از پای درمی‌آورند ولی دولت باکو  سال‌هاست درقبال اشغال 20 درصد ازخاک خودتوسط دولتی که هیچ گونه تجانس دینی یا فرهنگی با آایران شمالی  ندارد سکوت اختیارکرده وهیچ عکس‌العملی نشان نمی‌دهد؟

آقای رئیس‌جمهور!
بایستی متوجه باشیم که موضوع قره‌باغ نه می‌تواند در نتیجه گذشت زمان به فراموشی سپرده شود و نه با ادامه روند کنونی می‌توان به بازپس‌گیری آن امیدوار بود. همانطوری که مردم ایران توانستند در اوایل پیروزی انقلاب با وجود مشکلات فراوان بخش‌هایی از خاک کشورشان را که درنتیجه حمایت قدرتهای جهانی توسط رژیم بعثی عراق اشغال گردیده بود، آزاد نمایند. امروزه نیزمردم مسلمان و شیعه ایران شمالی  می‌توانند در سایه ترویج فرهنگ جهاد و شهادت نسبت به باز پس گیری سرزمینهای اشغالی خود اقدام نمایند.

آقای رئیس‌جمهور
در دیداری که از شهر باکو داشتم،‌ خیلی متأثر شدم. می‌دانید چرا؟ چون در نقاط مختلف شهر مجسمه‌هایی را دیدم که نماد فرهنگ غرب بودند ولی هرچه تلاش نمودم تا مجسمه‌ای و یا یادبودی در مورد شهدای قره‌باغ پیدا کنم نتوانستم و من نیز مثل خیلی از مردم کشورتان، به این باوررسیدم که شما با زبان بی ‌بانی از مردم می‌خواهید قره‌باغ را به فراموشی بسپارند.
آقای الهام علی‌اف
در ادامه می‌خواهم به موضوعات دیگری اشاره نمایم. من به عنوان کسی که درخصوص کشور تحت حاکمیت شما شناخت کافی دارم، نمی‌توانم نگرانی خود را از وضیعت نسل جوان ایران شمالی  اظهارننمایم. امروزه جوانان ایران شمالی  در نتیجه سیاست‌هایی از قبیل تغییرات مدوام الفبا و نیزتلاش برای به فراموشی سپردن هویت راستین خود، به سختی می‌توانند با گذشته پرافتخارشان ارتباط برقرارکنند و مجبورند آنچه را که درمدارس و دانشگاه‌ها به عنوان تاریخ کشورشان مطرح می‌شود، بپذیرند که البته چون این مطالب منطبق با واقعیات نیست، ذهن پرسشگر آنان اقناع نمی‌شود و در نتیجه دچار نوعی سردرگمی می‌گردند.

امروزه در مدارس و دانشگاه‌های کشور تخت حاکمیت شما  اینگونه تبلیغ می‌کنند که در گذشته، کشوری به نام آذربایجان بوده است که دو کشور ایران و امپراطوری روس بر سر تصاحب آن جنگ نموده و عاقبت قسمت شمالی به روسیه و قسمت جنوبی به ایران واگذارشده است، درحالی که جوان  ایران شمالی  بایستی بداند در گذشته، نیاکان او تابعیت ایران را داشته‌اند و او در حقیقت در فرهنگ و تمدن غنی ایرانی ـ اسلامی که امروزه دوست و دشمن بدان معترف است، سهیم می‌باشد.

رئیس‌جمهور!
همانطور که قبلا نیز اشاره شد، حدود 90 درصد مردم کشور شما را مسلمانان تشکیل می‌دهند، با این حال اقدامات و سیاست‌های دولت شما هیچ تناسبی با دین و فرهنگ مردم کشورتان ندارند. اقداماتی نظیر ممنوعیت پخش اذان، لایحه ممنوعیت حجاب در مدارس، ممنوعیت پخش کتب دینی، ممنوعیت عزاداری ماه محرم در خیابان‌ها، ممنوعیت کاندیدا شدن خادمان دینی (روحانیون) در انتخابات مختلف، ممنوعیت صدور گذرنامه با حجاب اسلامی و... ـ که البته متولیان اقدامات فوق در برخی موارد مانند ممنوعیت پخش اذان، در اثر پافشاری مردم مسلمان آذربایجان، مجبور به عقب‌نشینی شده‌ا‌ند ـ باعث گردیده بین مردم و دولت شکاف عمیقی ایجاد گردد که نتیجه آن، خوشایند نخواهد بود.

آقای الهام علی‌اف
در این بخش تنها به ذکر یک سؤال بسنده می‌کنم؛ چگونه است در کشورتان به بهانه آزادی، دست برخی قلم به دستان وابسته به رژیم صهیونیستی و آمریکا را آزاد می‌گذارید تا به مقدسات بیش از یک میلیارد مسلمان توهین روا دارند ولی جوانانی را که در راستای اعتقادات خود اقدام به برگزاری جلسات مذهبی می‌نمایند به جاسوسی متهم نموده و روانه زندان‌ها می‌نمایید؟

آقای رئیس جمهور!
در ادامه بایستی به این نکته اشاره نمایم که به رغم همه تلاش‌های صورت گرفته در ایام طولانی‌مدت حاکمیت تزارها و کمونیست‌ها و نیز دوران بعد از استقلال این کشور که برای جدا نمودن مردم این کشور از هویت تاریخی خود از هیچ کوششی دریغ نشده است، مردم این کشور در مسیر بازگشت به تاریخ و هویت اصیل خود که همان فرهنگ و هویت اسلامی ـ ایرانی می‌باشد، قرار گرفته‌اند.

خوب دقت کنید! می‌توانید نشانه‌های این بازگشت را به خوبی احساس نمایید، گرایش روز افزون زنان ایران شمالی به حجاب، مقاومت دلیرانه مردم در برابر لایحه ممنوعیت حجاب در مدارس آموزشی، انتخاب اسامی مذهبی از قبیل فاطمه توسط والدین برای فرزندانشان، گرایش شدید مردم به کالاهای ایرانی، علاقه غیر قابل وصف آنان برای مسافرت به ایران و زیارت مشهد مقدس،حضور پرشور جوانان در مراسمات مذهبی با وجود محدودیت‌های موجود، علاقه مردم به فرهیختگان ایرانی از قبیل استاد شهریار،قرار گرفتن کتاب‌های مذهبی مانند قرآن و نهج‌البلاغه در ردیف کتاب‌های پرفروش سال به رغم محدودیت‌های فراوان و... نمونه‌هایی از قرارگرفتن مردم جمهوری آذربایجان برای بازگشت به هویت راستین و تاریخی خود می‌باشند.

آقای رئیس‌جمهور!
امروزه گرایش به دین، به موضوعی جهانی تبدیل گردیده است و در این میان، دین اسلام به عنوان آخرین دین الهی، به سرعت در حال گسترش می‌باشد. در این وضیعت، برخی اقداماتی که از ناحیه دولت جمهوری آذربایجان برای تقابل با دین صورت می‌گیرد، جای بسی تعجب و تاسف دارد؛ در حالی که رئیس‌جمهور کشوری مانند آمریکا که دستش به خون انسان‌های بی‌شماری در اقصی نقاط عالم آلوده گشته است، سعی می‌نماید خود را فردی معتقد به دین مردم کشورش نشان دهد و مدام رفتن به کلیسا و انجام مراسمات مذهبی را مطرح می‌کند، از رئیس‌جمهور کشوری که اکثریت مردم آن را مسلمانان تشکیل می‌دهند بعید است که ازهیچ کوششی برای کمرنگ نمودن ارزش‌های دینی و اسلامی دریغ نمی‌کند.
آقای الهام علی‌اف!
همه می‌دانند کسی که در جهت خلاف رودخانه شنا می‌کند، هیچگاه به مقصد نخواهد رسید. واقعیت این است که اقدامات شما جملگی در مسیر مخالف حرکت مردم ایران شمالی  می‌باشد، لذا امید است بیش از این فرصت‌ها را ازدست ندهید و همگام با مردم مسلمان درسایه تعالیم اسلام و با توجه به هویت تاریخی مردم این کشورو با شناخت واقعی دوست از دشمن درمسیر عزت وپیشرفت همه جانبه مردم مظلوم  ایران شمالی گام بردارید. در این صورت مردم ایران نیز که تا کنون در همه مراحل، پشتیبان مردم ایران شمالی  بوده‌اند از هیچ کوششی برای پیشرفت ایران شمالی  دریغ نخواهند نمود. واقعیت اینست ملت ایران به ویژه مردم غیور و مسلمان آذربایجان  نمی‌توانند نسبت به سرنوشت بخشی از هموطنان خود که در نتیجه سیاست‌های برخی قدرت‌ها از میهن اصلی خود دور افتاده‌اند؛ بی‌تفاوت باشند.

جناب آقای الهام علی‌اف
در تاریخ اسلام افراد زیادی بوده‌اند که با نگاهی به گذشته و با اندکی تفکر درخصوص فلسفه آفرینش خود و جهان هستی، توانسته‌اند سرنوشت خود را به بهترین وجه ممکن تغییر دهند. اکنون که این نامه  را مطالعه نموده‌اید، می‌توانید بی‌تفاوت از کنار آنچه گفته شد عبورکنید ویا درخصوص آنها تامل نمائید. آقای رئیس جمهور!شاید متن این نامه اندکی تند و گزنده باشد لیکن بدانید انگیزه نگارنده آن تنها کمک نمودن به مردم ایران شمالی  می‌باشد. امید است در سایه بازگشت به ارزش‌های والای ملی ـ اسلامی آینده خوبی برای خود و مردم رنج‌کشیده ایران شمالی  رقم بزنید و البته می‌دانید مراد از آینده، تنها این دنیای فانی و زود گذر نیست.

 

 

نویسنده : حرکت آزادیبخش ایران شمالی ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۳/۱
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک